موضوع:
نزد پزشک رفته بودم. علاوه بر خود پزشک، یک دستیار هم برای کمک به او در مطبش حاضر است.
بخشی از کار ویزیتم که تمام شد، باید به اتاق دیگری نزد خود پزشکم می رفتم. خانم دستیار بیمار دیگری را به اتاقی که من بودم راهنمایی کرد و با لحن بسیار تند و خشنی گفت که شما زودتر بیمار تشریف ببرید. من هم سریع گفتم باشه و حتی کیفم رو داشتم فراموش می کردم.
بعد هم قرار شد راجع به مساله تلفنی با شوهرم مشورت کنم که همین خانم دستیار از اتاق بیرون آمد و نزد جماعت بیماران منتظر و منشی دکتر رفتار بی ادبانه ای کرد.
رفتار من در قبال این موضوع: اولی رو که تعریف کردم. بدون هیچ ناراحتی قبول کردم و بیرون آمدم. و دومی رو هم به روم نیاوردم. حتی در آخر که رفتم نزد خانم دکتر تا صحبت نهایی بشود، این خانم دستیار رو هم دیدم و خیلی مودبانه ازش خداحافظی کردم!
دوست داشتم چه رفناری داشتم: دلم می خواست خیلی مودبانه و قاطع به خانم دستیار می گفتم که الان هنوز نوبت ویزیت من تمام نشده و در ضمن شما می توانید کمی ملایم تر هم خواسته تان را بیان کنید. شاید همین برخوردم مانع از رفتار دوم این خانم می شد!
رفتار جرأت مندانه از دید شما: ؟؟؟؟؟؟؟؟







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)