سلام
28سالمه و حدود 5ماهه که با خانمم عقد کردیم،ایشون هم 23سالشونه،از
وقتی ازدواج کردم بجرات میتونم بگم روزهای خوش زیادی با همسرم نداشتم،بیشتر
قهر بودیم تا اشتی،هر روز یک چیزی رو بهونه کرده و باعث ازار من شده.
بخاطر حساسیتها و زیاده طلبیهای ایشون،واقعا دیگه از دستش خسته
شدم،و پشیمون از اینکه چرا ازدواج کردم!
الان حدود دو هفته ای میشه که قهریم و از هم هیچ خبری نداریم،تا
قبل از این هر وقت مسئله ای پیش میومد،سعی میکردم کوتاه بیام و
خواسته ایشون رو اجابت کنم،ولی دیگه نه میتونم و نه میخام که
کوتاه بیام،چون حس ازار دهنده یه برده مطیع رو اینجور مواقع دارم،نمیشه
که هر دفعه این من باشم که کوتاه بیام.
دقیقا توی یه برزخ بین موندن یا جدا شدن ازش گیر کردم،نمیدونم
چه باید کرد،جدایی هم برام سخته و اصلا این
مسائل تو خانوادمون وجود نداره،اصلا فکر نمیکردم
زندگیم اینطوری بشه،میشه با دختری که
همش امر و نهی میکنه و خواسته های مادی انچنانی ازم داره،با
دلخوشی زندگی کرد؟مسلما میگید خیر،پس من چه کنم؟
پیشاپیش ممنون از راهنمایی های شما دوستان!








علاقه مندی ها (Bookmarks)