به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 دی 90 [ 19:48]
    تاریخ عضویت
    1390-2-02
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    1,546
    سطح
    22
    Points: 1,546, Level: 22
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 24 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    شوهر کولی من

    سلام به همه دوستان همدردی.مشکلات من زیاده نمیدونم از کجا شروع کنم.
    خسته شدم از بس شوهرم هرکاری دلش می خواد میکنه اما من نمیتونم باید همیشه نازشو بکشم تا اون با صد جور التماس و خواهش و تمنا کاری رو که وظیفه اشه انجام بده.ما 6 ماهه که عروسی کردیم.اون سیکل داره ومن فوق دیپلم(بزرکترین اشتباهه زندگیم)بهم قول داده بود درسم رو بخونم اما الان نمیزاره اوایل میگفت پول ندارم الان کلا زده زیرش .سر هر کاری هم نمیزاره برم البته که کار هم شکر خدا نیست.اما میدونم اکه برم مجبورم پولم رو اون جوری که اون میخواد خرج کنم و میدونم نمیزاره خرج درسم کنم که اولویت اول منه.خانواده ی فوق العاده خوبی داره .اما جرات جر و بحث با شوهرم رو ندارم چون میدونم در آخر من مقصر شناخته میشم چون شوهرم فوق العاده کولیه و بی حیا ومن از ترس ابرومون باید کوتاه بیام."زن همیشه باید مطیع شوهرش باشه "این حرف خونوادشه یعنی تو حق اعترض نداری و باید خفه بشی و بسازی چون اون مرده.من آدم خیلی فعالی بودم اما الان دارم هر روز افسرده تر از قبل میشم. این جا نرو اون جا نرو خونه ی فلانی من نمیشناسمش خونه ی اونی هم که میشناستش میرم بعدا تیکه بارم میکنه تو هر روز با فلانی هستی . میگم با هم بریم نمیاد.تقریبا ارتباطم رو با همه به جز فامیل خودش از دست دادم از ترس اینکه غر نزنه اما هر روز بدتر از دیروز.هر سری میرم خونه بابام تیکه میندازه که آره تو میری خونه باباجونت کیف و حال اخمت رو واسه من میاری.اهل پیشرفت نیست به جز موقع خواب 3 ساعت بیشتر خونه نیست که در حال دیدن کشتی کج با باباشه یا مشغول بازی کامپیوتری.با کلی معذرت من هنوز نمیدونم خانما تو رابطه ی حنسی چه طور ارضا میشن.کلی کتاب و اینترنت و ... ولی باز هم با ارضای ایشون خاتمه پیدا میکنه چه ایشون زود ارضا بشن چه دیر .بازم معذرت میخوام که اینجا مطرح کردم.کلا به خاطر شغلش وقت زیادی رو با هم نیستیم اما همون رو هم دلش نمیاد کنار من باشه احساس میکنم ازم فراریه.به هیچ عنوان پول پس انداز نمیکنه و کلی ولخرجه.کمکم کنید دیگه نمیدونم با این آدم چی کار کنم تا الان فقط تحمل کردم و سعی کردم رو خودم کار کنم شاید بهتر بشه که شاید تقصیر از من بوده باشه اما دیگه تحملم رو از دست دادم میشه واسم کاری کرد یا خودم رو ببخشم بهش هر جوری خواست رفتار کنه؟!؟!

  2. کاربر روبرو از پست مفید بامن بمان... تشکرکرده است .

    بامن بمان... (چهارشنبه 25 آبان 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.