من تو بچه های کلاس هایی که می رم یه پسری هستش که 18 سالشه و 6-7 سال ازم کوچیکتره و همیشه به چشم برادر کوچیک تر می دیدمش و اونم همچنین .به من می گفت خواهر و مرتبا مشکلاتش رو باهام مطرح می کرد از طریق ایمیل و می گفت یه بیماری داره و تحت درمان
ارتباطم وقتی شروع شد که یه روز بعد کلاس موندم یکم اونجا رو طرحام کار کنم اونم موندش و نرفت و یکم بعدش سرکلاس حالش به هم خورد و گفت مریضه و منم گفتم بیماریش چیه و سر مساله بیماریش که می گفت سرطان داره ولی گفت قسم بخورم بین خودمون بمونه
منم باهاش همدردی کردم .
حالا من فهمیدم اون سالمه و هیچ بیماری نداره ولی این همه مدت واسه بیماریش دعا می کردم واسه سلامتیش
و وقت می زاشتم باهاش تو ایمیل حرف می زدم و دلداریش می دادم.
از طریق یکی از دوستان اون پسر فهمیدم که کاملا سالمه و برای جلب محبت این کارا رو می کرده (یعنی از دوستش بر خلاف قسمی که خورده بودم راجع به بیماریش پرسیدم چون
خودم شک کرده بودم دروغ می گه بیماره
چون سوالات تخصصی راجب مریضیش می پرسیدم همیشههههه می پیچوندو می گفت ناراحت می شم و حرفی نمی زد
باید به روش بیارم دروغاش رو؟ارتباطم فقط از طریق کلاس هابود که دیگه تموم شده و اونجا می نمی بینمش و لی مرتب ایمیل می زنه و اه و ناله می کنه
نمی دونم چه رفتاری درسته ؛اصلا به روش بیارم یا کلا بلاک کنمش و جوابی ندم
تا الان که جوابی ندادم از وقتی فهمیدم دروغ می گفته







.

علاقه مندی ها (Bookmarks)