سلام.
دوست خوبم آنچه که در میان گفته های شما بر من روشن شد اینه که شما علاقه زیادی به سفر در گذشته و آینده دارید. از طرفی واهمه دارید که آینده، تمام احساسها و علاقه ها و عادت های گذشته ی شما رو سرکوب کنه و از طرفی نگران این هستید که آینده اون چیزی که میخواهید نباشه.
در حقیقت شما از تغییر واهمه دارید. چه این تغییر ازدواج باشه، چه هر چیز دیگری...
اما راه غلبه بر ترس دو چیزه. یا باید با اون مواجه شد، یا باید باهاش کنار اومد.
تکلیف مورد اول که مشخصه. یعنی تصمیم به ازدواج. اما خب شاید این شرایط برای شما جور نباشه، پس به مورد دوم یعنی کنار اومدن با مسئله رو میاریم. مثل توکل، مثل مثبت اندیشی، مثل زیستن در زمان حال و ....
مثلا وقتی توکل کردی به خدا که فرد لایقی رو در مسیر تو قرار بده و سرنوشتت رو به او بسپاری، دیگه نگرانی معنا نداره..... همچنین باید مثبت اندیش بود. به خودتون بگین: من ایده های زیبایی برای یک زندگی مشترک موفق دارم، چرا موفق نشم؟ و همچنین بهتره در زمان حال زندگی کنید. ما با هر شرایطی سازگار میشیم. پس نیاز نیست نگران باشیم که مبادا نتونیم شرایط جدید رو بپذیریم. پس بهتره از زمان حال لذت برد. همین امروزی که دیروز بهش میگفتیم آینده و میخواستیم آبادش کنیم.
و اما یک نکته رو هم بد نیست یادآور شم که عشق با خودش شجاعت و شهامت هم میاره. پس نگران این نباشید که در آینده هم از ازدواج گریزان باشید.









علاقه مندی ها (Bookmarks)