اولین پست ام رو دوباره خوندم. نسبت به الان خیلی ناراحت تر بودم ها...... درسته هنوز چیزی تو زندگیم عوض نشده ولی حال خودم بهتر شده، ممنون از همه تونفکر می کنم الان بهتر می تونم روی علت ها تمرکز کنم. شاید اگه کمی دیگه روحیه بگیرم بتونم به زندگی نرمال ام بپردازم، خرید برم، کتاب بخونم، مهمونی برم، تمرکز کنم و ...
بهار66 عزیز رابطه زناشویی خوبی نداریم. یعنی اون نداره. اصلا زیاد از خانم ها خوشش نمیاد. تا زمانی که بتونه جلوی خودش رو می گیره. و فقط زمانی که دیگه نمی تونه تحمل کنه سریع کارشو انجام می ده.
من چند بخش از مشکلاتمون رو شناسایی کردم:
1- ژنتیک
2- تربیت خانوادگی
3-فرهنگ
از نظر ژنتیک آدم کلافه ایه
از نظر تربیت خانوادگی توی خانوادشون همه فقط به فکر خودشونن
از نظر فرهنگی هم تعاریف ما از کار خوب و کار بد کاملا متفاوته
راستی دیشب اخلاق اش خوب بود. به نظر شما اگه من یه تقویم تهیه کنم و توش زمانهایی که (پیشم نیست، خوش اخلاقه، بداخلاقه) رو علامت بزنم کار خوبیه؟
راستشو بخواید هنوز ترجیح می دم غر بزنم تا دنبال راه حل بگردم. دلم می خواد همه چیز از اول درست بود یا اینکه خود به خود درست بشه. اصلا توی خودم نمی بینم که بتونم با این مشکلات کنار بیام. نه حوصله دارم چیزی یاد بگیرم و نه حوصله دارم چیزی به کسی یاد بدم.
به نظر شما همه مردها بدن؟ آیا همه شون یا بی عرضه هستند و مهربان یا بداخلاق هستند و با دست و پا؟
انگار نسبت بداخلاقیشون با توانمندیشون رابطه عکس داره







فکر می کنم الان بهتر می تونم روی علت ها تمرکز کنم. شاید اگه کمی دیگه روحیه بگیرم بتونم به زندگی نرمال ام بپردازم، خرید برم، کتاب بخونم، مهمونی برم، تمرکز کنم و ...

علاقه مندی ها (Bookmarks)