سلام ميترا جان
چند مسئله به ذهنم رسيد كه با تو در ميان مي گذارم .
به نظر من راه حل ميترا جدايي نيست
ميترا به شخصه با انتخاب اين فرد مشكل نداشت و اين مرد معيارهاي ميترا را داشته .................اما
ميترا از ديگران تاثير گرفته و حرف ديگران روي او تاثير گذاشته به نوعي كه به انتخاب خودش شك مي كند و اين حالت چنان در ميترا جان گرفته كه به مرحله ي تجربه ي تنفر رسيده و در حالت تخفيف يافته بي تفاوتي ( حسي بدتر از تنفر چرا كه حالت انفعالي دارد )
ميترا در اثر حرف ديگران به قياس نشسته و انتخابش را با سايرين مقايسه مي كند .ميعارهاي انتخابش را فراموش مي كند و به جاي درونيات و به ويژگيهاي ظاهري توجه مي كند و......تا جايي جلو مي رود كه حال بد و كم كردن وزن و .....را تجربه مي كند و....
ميترا به خودت نگاه كن ببين چه جاها ي ديگري به ديگران اجازه داده اي تا با تو و رندگي ات و انتخابهايت و...." بازي " كنند ؟!(اين بازي ميترا نيست اما از ديد من ميترا وارد بازي هايي مي شود كه ديگران راه مي اندازند و بعد خودش تبديل به يك بازيگر در نقش قرباني و زجر دهنده ي مي شود )








علاقه مندی ها (Bookmarks)