سلام
من امروز تازه مطلب شما رو خوندم و خیلی متاسف و ناراحت شدم .
از خدا برایت طلب صبر و خوشبختی دارم .
تا اینجا سعی کردم تمام تاپیک ها رو بخونم و به نظر من با شوهرت اگه قبول میکنه برید پیش یه مشاور و باش صحبت کنید یعنی تو این مرحله به یه آدم بی طرف نیازه که حرف بزنه . حتی شده با مادرت برو . چون شما خودت اگه بخوای این وسط طرف یک طرف رو بگیری طرف دیگر ناراحت میشه و این به قیمت تموم شدن زندگی شماست ؟ سعی کن بری پیش یک مشاور تا مادرت یا همسرت رو از عواقب کارشون باخبر کنن .
و کاملا احساس خانوادتو درک میکنم شاید اونا بخوان بیان ولی از رفتار خانواده شوهرت میترسن . شاید خانوادت بیان و اونا با رفتارشون اونا رو سنگ روی یخ کنن . پس سعی کن جوری عمل کنی که خانوادت احترامشون حفظ بشه . راستی مهریه شما چقدره ؟ به شوهرت بگو اگه منو دوست داشته باشی باید برای رهایی از این مسئله راه حلی رو پیشنهاد کنی که خانواده منم حرمتشون حفظ بشه ، چون اونام یه عمر منو بزرگ کردن و برام زحمت کشیدن من نمی تونم زحمات اونا رو نادیده بگیرم .
زیادم خودتو اذیت نکن صبر کن خودشون مجبورن که تکلیف تو رو مشخص کنند .
مواظب خودت باش![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)