من این حرفو زدم که به خاطر تو و زندگیمون معذرت خواهی می کنم ولی میگه که خودت باید به این نتیجه برسی . مامانم بهم گفته اگر رفتی من خوشبختیت رو می خوام ولی دیگه هیچ وقت بر نگرد نه حتی تلفن بزن. میگه آینده زندگیت مثل آینه پیش رومه ولی خودت می دونی.وای نمی دونم چه طور تا الان زندم.مامانم آدم تحصیل کرده ای هست و من می دونم خوشبختیم رو می خواد ولی من نمی خوام طلاق بگیرمتو رو خدا راهنماییم کنید .من از هر دو طرف بی پناهم.