همه دوستای خوبم سلام
دو روزی میشه که برگشتم. اونقدر کار داشتم که فرصت نکردم بیام تالار.
ممنون از همه حرفهای قشنگتون. خدا میدونه چقدر دوستتون دارم.براتون دعام کردم. اگه خدا قبول کنه.
از قبل آروومترم. خیلی از دردورنجم کم شد. باورتون میشه سه شب که اونجا بودم اصلا دیگه کابوس ندیدم. منی که هر شب دوسه بار از خواب میپریدم . اونجا تونستم راحت بخوابم. زیارتم که دیگه جاتون خالی.
راستش کم کم دارم به نبودنش و حذف شدنش از زندگیم ، عادت میکنم. خشمم کمتر شده و مسلط ترم.
هنوز هم دوسش دارم و تصمیم گرفتم جلوی احساسمو نگیرم. نمیتونم منکر عشقم بشم.
کارای عقب موندمو بهتر انجام دادم.
تصمیم گرفتم ماه آینده برای ترمیم اقدام کنم. هرچند خیلی خیلی میترسم.
بالاخره این تصمیمو گرفتم.
اونجا دعا کردم خدا رهام نکنه و کمکم کنه این بحرانو طی کنم.
میخوام روی درسام تو ترم جدید تمرکز کنم. روی شغلم. روی خانوادم.
به هیچ مردی فکر نمیکنم.
همتونو دوست دام. هرجا بتونم و هرکاری از دستم بر بیاد برای هر دختری که در آستانه این مشکل باشه میگم که هگز عشقشو به هوس ، نکشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)