نه دلیلش نپرسیدم اگه باهاش حرف بزنم باز مثل قبلا" همه چی الکی تموم میشه و نمیذاره مسایل حل کنیم
خودشم که فعلا" واسه اشتی نیامده فقط شبا وقتی مطمین میشه خوابم میاد بغلم میخوابه وگرنه اصلا" محل نمیذاره حتی شامم نمیخوره نمیدونم فکر کنم بیرون سر راهش میخوره یا اصلا" نمیخوره
ولی بهرحال نمیشه دیگه کوتاه بیام مرگ یه بار شیون یه بار
نمیدونم داره چیکار میکنه سرکار که میره فعلا" شاید میخواد تا اخر ماه پروژه هارو تحویل بده بعد نره نمی دونم
اگه برم مشاور خوب باشه حتما" جلسات بعدش میبرمش ولی تا 7 مهر چیکار کنم نمیدونم
هرروز فاصله هامون داره بیشتر بیشتر میشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)