خوشحالم براتون حامد عزیز.
اما من نمیدونم خدارو کجای زندگیم گم کردم، که هر چه بیشتر دنبالش میگردم، بیشتر مهجور میشم. خدایا این گستاخی رو بر من نگیر، اما گاه گمان میکنم پیش میاد وقتایی که تو هم حوصلمو نداری. البته من خیلی پررو ام، وگرنه تا همین جا هم زیادی بهم لطف کردی. بعد از این دل کندن های اجباری از تمام چیزها و کسایی که دوستشون داشتم، حالا بدجوری بهت عادت کردم. اونم عادت اشتباهی از سر نیاز، نه از سر معرفت و شناخت. بهت حق میدم اگر ازم دلخور باشی. منو ببخش.
دوستای خوبم، اگر روزی زیبا، اگر شبی پر ستاره یا مهتابی، اگر سحری دلنشین یا هر لحظه ی دل انگیز ، هم صحبت خدا شدین، بهش بگین "shabe barooni" بد جوری در انتظار حتی یه نیم نگاه از توست.![]()








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)