ليلا،
رفتي تو جاده خاكي... بيا تو راه اصلي!
هرگز نذار، هرگز اجازه نده، هيچ گاه فرصتي بهش نده كه به جاي تو حرف بزنه! خرابكاري مي كنه... ذهن سطحي و منتقد درونيت رو مي گم! خرابكاري مي كنن!!!! ديدي يه دفعه جات چي گفت!!! خواهرم داره پادشاهي مي كنه... اين ذهن سطحي تو نمي ذاره آب خوش از گلوي تو شوهرت پايين بره... تمرين تنفس نكردي! آروم نكردي خودت رو.. مي دونم كار سختيه! براي همين هم بايد انجامش بدي..
از خودت متنقر نباش.. خودت رو ببخش!
حرفاي عصبانيت... حرفاي شما نيست... ذهن هاي سطحي شما دو نفر، كه الزما كودك درونتون هم نيستند! يك آدماي پر مدعاي پرخاشگر بالغند، با هم جنجال مي كنند...اينجور مواقع تمرين تنفس، ساكتش مي كنه! همديگه رو به آرامش بخونيد... و بذاريد خود مهدي با خود ليلي حرف بزنه!!
حرفاش رو فراموش كن... تو هم چيزاي خوبي نگفتي!
مهدي نمي فهمه چون ليلا بهش مي گه خواهرم داره پادشاهي مي كنه و انگشتر گرون قيمت دستشه... نه چون آرامش داره! اين حرفا،حرف دل ليلا است؟؟؟ پس چرا مي گه؟؟ مي بيني؟؟ ليلا نبوده كه گفته... ذهن سطحيش بوده!! منتقد درونيش ! اين رو بايد آروم كني
امشب آشتي كنيد...
زندگي كردن يعني سوزن نخ كردن... مهم نيست نخ تو چند بار خطا مي ره! چون بالاخره سوزن نخ مي شه! اما مهم اينه كه سوزن تو دستت نره!









علاقه مندی ها (Bookmarks)