اول از همه می گم ان شا الله که اگر صلاح باشه تو و ریحان بالاخره یکروز به هم می رسید. شاید ماه دیگه، شاید 1-2 سال دیگه، نمی دونم.ایا باید ازدواج رو فراموش کنم تا به شخص سومی ظلم نکنم ؟
ولی فرضاً اگر قسمتت ریحان نبود، بالاخره یک مدت زمان احتیاج داری تا این احساسات فروکش کنند.
درسته، هیچ وقت نمی توانی کلاً او رو فراموش کنی، ولی خدا هم مهربونه. خودش کمک می کنه که این احساسات از یادت بره. البته خودت هم باید برای فراموش کردن او زحمت بکشی. معلومه اگر هر روز و هر شب بشینی آهنگ غمگین گوش بدهی، کار خودت رو سخت خواهی کرد.
و بالاخره بعد از 1-2 سال که از این قضیه بگذره، فکرت آماده پذیرفتن شخص دیگری خواهد شد. برای همین دیگر در حق کسی ظلم نخواهی کرد.
به هر حال امیدوارم اگر صلاحتون در اینه، به هم برسید. بالاخره یک دلیل مخالفت پدر هم شاید سن کم ریحان باشه.
با این حال فکر می کنم اگر می خواهی دوباره اقدام کنی، دیگر خودت جلو نرو.
کار رو بده دست بزرگتر ها.








علاقه مندی ها (Bookmarks)