نوشته اصلی توسط parvaz2010
سوالم از دوستم و فامیلمون اینه که چرا منصرف شدند آخه مثلاً فامیلمون قرار بود شماره مون را به همون خانواده بده قبلش باهامون صحبت کرد ببینه اشکال نداره شمارمون را بده که دیگه خبری نشد .
دوستمم که بعد از خواستگاری که ازم کرد برای فامیلشون چند دفعه دیدمش اما اصلاً دیگه در موردش حرف نزد.
دوست عزیزم، نیازی نیست فکرتونو درگیر این ماجرا کنید. به هر حال هر کسی برای تصمیش دلیلی داره که برای خودش قابل احترامه. و البته به این معنی نیست که ضعف از شماست. ممکنه خودشون آمادگی نداشته باشن. بهتره شما عزت نفس خودتون رو حفظ کنید. کار اون ها اشتباهه که شما رو در انتظار نگه میدارن، اما شما هم نباید با این چرا ها خودتونو آزرده خاطر کنید. همانطور که شما حق انتخاب دارید، اونا هم حق انتخاب دارن.
-------------------------------
خوب اگه مادرم می دونست فقط ناراحت می شد همون مورد فامیلمون را هم مامانم می گفت پس قرار بود زنگ بزنند چرا نزدند!
برای همین فکر می کنم اینکه به مامانم نگفتم بهتره لااقل فقط خودم ناراحتم .
با این حساب، بهتره بین پیشنهاد و خواستگاری مرز بذارین. یعنی قبل از رسمی شدن، هر پیشنهادی رو فقط یه پیشنهاد ساده و بی اهمیت بدونین، و وقتی زنگ زدن رسما بیان خونتون خواستگاری، بهش فکر کنید.
------------------------------
در مورد استرس هم قبلاً خیلی نگران بودم کلاً به هر مسئله ای خیلی فکر می کردم اما جدیداً دیگه اضطراب و اون حالت های قبلم را ندارم اما احساس می کنم دچار افسردگی شدم .
ببینید دوست خوبم: همانطور که گفتم تعبیر روانشناسی از استرس، با آنچه در ذهنیت ما شکل گرفته فرق میکنه، به طور مختصر میگم: انسانها در موقعیت های استرس زا یکی از واکنش های زیر رو نشون میدن:
1. سرسختی (پافشاری)
2. در نظر نگرفتن (بی خیالی، انگار اتفاقی نیفتاده)
3. خویشتن داری (ریختن احساسات درون خود)
4. مسئولیت پذیری (تقصیر خود دانستن)
5. گریز و پرهیز (فرار از موقعیت)
6. برنامه ریزی برای حل مشکل
7. بازنگری مثبت
که از این موارد، مورد 2 (با توجه به اینکه گفتین: وقتی گفتن هیچ احساسی ندارم) و مورد 3 (بهتره مامانم ندونه) و مورد 4 (چرا دیگه زنگ نزدن و پیگیر نشدن) ، در مورد شما صدق میکنه، در صورتی که بهترین نوع برخورد، برنامه ریزی برای حل مشکل (مثلا دخالت نکردن شما در امر پیشنهاد هاتون با گفتن: "در این مورد با مادرم صحبت کنید") و بازنگری مثبته (مثلا: "حتما مورد موافق تری برای پسرشون یافتند").









علاقه مندی ها (Bookmarks)