سلام دوستان اگر تاپیک قبلی بنده رو مطالعه کنن تا حدودی متوجه مشکل بنده خواهید شد ...
http://www.hamdardi.net/thread-16975.html
خوب اگر تاپیک رو خونده باشید متوجه یه سری تضاد بین من با خانواده خودم میشد که الان بحث ازدواج که شده این موضوع خودش رو نشون داده و به جای حساس خود رسیده ..
دیشب من با پدرم در مورد آشنایی با این خانم صحبت کردم و یه سری اطلاعات کلی همچون تحصیلات طرف مقابل میزان توان مالی و مذهبی بودن و محل زندگی دادم ..
پدر بنده هم سر همین موضوع یه سری چیزاهی کلی گفت که کلا جواب نه گفتن خودش رو در مورد انتخاب بنده داد .. و مهمترین دلیلیش هم موارد زیر بوده :
1- سطح عقاید مذهبی ما با اون ها خیلی فرق میکنه و مثلا اگر من نمیتونم با اون ها رابطه ی صمیمی داشته باشم چون ممکنه سر بعضی مسائل همچون سیاسی و .... اختلاف داشته باشیم و ...
ایشون به دلیل اینکه گفتم پدر طرف مقابل بازاری هستند و مغازه دار و خودش فرد فرهنگی و کارمند آموزش و پرورش اختلاف و دیدگاه ها راحت میشه از رو شغل تشخصیص داد و کلا نمیشه هیچ رابطه بین دو خانوده ایجاد کرد ...!
2- دلیل دوم که خیلی مهمتر بود و نتوستم جوابی بدم دور راه بود یعنی بین شهر ما و شهر اون ها حدود 80 کیلومتر فاصله هست .. و به من گفت که آخه چرا خودتو داری عذاب میدی اگه دختر میخوای خودت انتخاب کنی از همین شهر خودمون انتخاب کن باز من میتونم یه کاری کنم ولی اونجا اصلا .. راه خیلی دوره و رسم و رسومشون فرق میکنه و خودنم اذیت میشی این فاصله راه رو ...
----------------------
دوستان من دیگه با پدرم وارد بحث نشدم و اون هم فعلا فکر کرده که من از انتخابم صرف نظر خواهم کرد و با این دختر ارتباطم رو قطع میکنم .. ولی گفتم فعلا باید فکر کنم ...
الان بدجودر رو دوراهی گیر کردم که آیا من روی این انتخاب خودم پافشاری کنم و پدرم رو به اسرار ببرم واسه تحقیقات کامل تر و دقیق تر در مورد خانواده و خود شخص تا شاید اونطوری که پدرم فکر کنن نباشن یا حداقل اختلافات اونقدر نباشه که نشه اصلا با خانواده اونها رابطه برقرار کرد یا نه سر همین حرف هایی که زده بخوام کوتا بیام و دست از انتخاب خودم بردارم ؟
---------------------
یه چیز دیگه ایی هم که هست اینه که من تا نهایت جایی که میشه میخوام دل پدرم رو بدست بیارم و نمیخوام بالجبار ایشون رو وادار به تحقیقات بیشتر و خواستگاری کنم .. چون بنده پدرم رو خیلی دوست دارم و ایشون هم خیلی به من وابسته هستند و من تک پسر خانواده هم هستم .... و از طرف دیگه یه خورد وارد احساسات شدم و بدجور به این دختر وابسه شدم و با همین اختلافتی که پدرم میگه با یه سری نکات مثبتی که طرف مقابل داره و منو جذب کرده نمیتونم به همین راحتی قضیه رو تموم شده بدونم به صرف این دو اختلافی که پدر بنده گفت .. که از نظر من اختلاف اول به نظر من زیاد نیست چون من مثل پدر خودم مذهبی نیستم اینقدر شدید دیدگاه مذهبی ندارم ... ولی در مورد دومی که دوری راه هست بدجور روش کم آوردم و نمیدونم این دوری راه چقدر میتونه منو اذیت کنه یا مشکل ساز باشه ....!!








علاقه مندی ها (Bookmarks)