شمیم جان اون اصلا برای زیارت اونجا نمیره اون برای پدر و مادرش که اونجا هستن و شهربازی دارند اونجا میره
من اونو و خوانواده اش رو خوب می شناسم اگه من نرم و عین خیالم هم نباشه اون به روال خودش ادامه می ده اتفاقا میگه چه خوب که نمی اد هم من به پدر و مادرم سر زدم هم جنگ اعصاب نداشتیم
خانواده همسرم زیاد براشون عروس و داماد مهم نیست فقط بچه خودشونو ببینند براشون کافیه
به خاطر همین هم الان سالهاست دامادشون باهاشون رفت و امد نمی کنه و هیچ کس از این بابت ناراحت نیست و هیچ گلگی هم نمی کنه

من اصلا دوست ندارم اون نره یا تنها بره و من هم حذف بشم چون اگه این کارو بکنم یعنی اون تنها بره و عین خیالم نباشه دقیقا مساوی با حذف شدن همیشگی من از خانواده همسرم من اونا رو خیلی خوب میشناسم
در ضمن یه مشکل دیگه هم پیش ما اد و اون هم تنهایی همیشگی من جمعه ها و روزای تعطیل
متاسفانه مشکل من هیچ راهی نداره..........