به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 262

Threaded View

  1. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    يثنا عزيز
    فرشته مهربون و بالهاي صداقت عزيز از همون اول در عين اميد دادن منو راهنمايي مي كردن كه از وابستگي بيرون بيام و دلمو به دل شوهرم گره نزنم . فكر كنم يه خورده بي انصافيه كه در مورد اين دوستاي خوب اينجوري صحبت بشه .
    مقصر خودمم كه نتونستم از اين وابستگي بيرون بيام وگرنه اين دوستان همه سعيشون رو كردن .
    شايد تقصير خودمه كه عادت دارم هميشه شيون كنم و داد و هوار راه بندازم .وقتي اينجوري در مورد اين دوستان صحبت مي كنيد عذاب وجدان مي گيرم كه چرا انقدر ناله مي كنم و باعث ميشم راجع به اين دوستاي خوبم اينطور قضاوت بشه .
    مشكل از منه و منم كه بايد خودمو عوض كنم . مشكل شوهر منه كه با همه مرداي عالم فرق مي كنه .
    در مورد قاضي هم كه گفته بودي عزيزم آخه اون كه مثل من احساساتي نيست و بيكار نيست كه بشينه گريه زاري منو گوش بده روزانه صد نفر ميرن پيشش كه شايد 530 سال با هم زندگي مشترك داشته باشن و دارن از هم جدا ميشن . وقتي شوهرم دوست نداره با من زندگي كنه چيكار كنه اون بنده خدا چاقو بذاره زر گلوش كه تو رو خدا بيا با اين دختره زندگي كن ؟
    به عموم هم قضيه دادگاه رو گفته بودم حتي ازم شماره گرفت كه به شوهرم زنگ بزنه ولي الان ده روزه گذشته و حتما دلش نخواسته يا سرش شلوغه يا چه مي دونم دلش نمي خواد دخالت كنه چيكار كنم زورش كه نمي تونم بكنم .در ضمن چه فرقي مي كنه حتي اگه اونم با شوهرم صحبت كنه راضي نميشه من شوهرمو خوب ميشناسم .خيلي لجبازه حتي اگه الان ته دلشم نخواد كه اينكارو انجام بده انقدر لجباز هست كه كم نياره .خيلي موقع ها اينو ازش ديدم تو طول زندگي .
    كاش بدون اينكه بفهمم يه روز پاشم از خواب و ببينم همه چي تموم شده .كاش مجبور نبودم دوباره برم دادگاه .

    بي نهايت عزيز
    ممنون از نظرت . يه امام زاده نزديك خونمون هست كه تقريبا هر روز اونجاام . مخصوصا اين روزاي آخر . انقدر دلم گرفته است كه تا نرم اونجا آروم نمي شم .تنهايي خيلي سخته خيلي .خونم خيلي سرد و بيروح شده .عين قبرستون مي مونه .نه ديگه كسي مياد نه ميره . فقط شده جاي خواب . واقعا دل آدم تنگ ميشه .
    يكي از دوستام چند روز پيش ميگفت هر چي مال اونه يا تو رو يادش ميندازه بنداز دور تا كمتر بهش فكر كني ديروز داشتم فكر مي كردم ديدم اينجوري بايد همه خونه رو بفروشم چون همه چي يه خاطره از اونو برام زنده مي كنه .نميشه كه . فقط بايد دلمو جدا كنم ازش كه اونم بعد 6 ماه هنوز يه ذره هم جدا نشده . آخه مگه ميشه آدم يكي رو هم از دست مي ده ديگه بعد 5-6 ماه عادي ميشه براش چرا من اينجوريم نمي دونم .

  2. 7 کاربر از پست مفید saboktakin تشکرکرده اند .

    saboktakin (پنجشنبه 09 تیر 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.