سلام مهربونم
روزی که فهمیدم شوهرم دوست دختر داره فقط گریه کردم و حلقمو ازش گرفتم و گفتم هر وقت فهمیدم لیاقت داری برش میگردونم ..از اون روز واسه یک هفته باهاش حرف نزدم فقط سکوت کردمو بی توجهی .تنها کاری بود که می تونستم انجام بدم .ازش دلگیر بودم حتی متنفر بودم .نمی تونستم کسی که به خاطرش با همه جنگیدمو با کس دیگه ای شریک شم ..ولی حالا 1 سال از اون جریان میگزره و همسرم بارها بهم ثابت کرده اشتباه کرده و دیگه تکرار نمی کنه..با اینکه هنوز فراموش نکردم و گاهی وقتی یاغدش می افتم از همه دنیا متنفر میشم ولی باید زندگی کرد باید فراموش کرد به خاطر عشقم دوست داشستنم آبروم








علاقه مندی ها (Bookmarks)