آني جونم سلام
بي نهايت ممنونم که برام وقت گذاشتي،من دوباره مطلب مربوط به قاطعيت و تصميم گيري رو خوندم راستش بازم نميدونم چطور قاطعيتي خوبه؟آيا تو رفتارهام قاطعيت هست؟چطور تصميم بگيرم ؟تا حالا اين مدت که زندگي زناشويي داشتم روندي که انتخاب کردم اشتباه بوده ؟ راستش شايد کمي کند ذهن باشم ولي گيج شدم و احتياج به کمک دارم....
يه چيز ديگه که هست اينه که يه اخلاق بد ديگه شوهرم اينه که :
با خانوادم دم خور نيست ،انگار غريبه است وقتي مهموني ميشه عينه يه غريبه برخورد ميکنه،هميشه هم نا راضيه،هر وقت مهموني تموم ميشه دائم اظهار نارضايتي ميکنه،مثلا:چرا فلان کس اينجور ميکرد؟چرا فلان چيز رو تو سفره غذا نذاشته بوديد؟چرا اينجور بود؟اونجور بود؟
بعد هم که ميگي چرا با خانوادم صميمي تر نميشي نا سلامتي تو داماد اين خانواده اي؟ميگه: کسي منو تحويل نميگيره،کسي با من حرف نميزنه،کسي به من محل نميذاره. درصورتي که خوب ديگران چقدر بايد کاري کنن؟اون بايد خودش هم کاري بکنه ديگه.مهموني که ميشه مثل غريبه ها اولا که دير مياد چون زود بره حوصله اش سر ميره و به قول خودش با کي حرف بزنه يا چيکار ميتونه بکنه بعدش هم که تو جمع مثل غريبه ها ميشه ميخوره و بعد هم که بلند ميشه مياد در صورتي که با خانواده خودش همچين کاري نميکنه و و اونقدر با دامادهاي خودش يا برادرش بخصوص دامادهاش دم خوره که نگو و نپرس و اين منو ناراحت ميکنه.
آخه بدبختي اينه که خوب منم آدمم و ممکنه کاراي خانواده اون هم براي من راضي کننده نباشه و يا ممکنه کاري کنن که منو ناراحت کنه ولي من چون اخلاق همسرم رو ميدونم که اگه بگم زود گارد ميگيره و ناراحت ميشه شايد نگم و معمولا هم نميگم و اين باعث شده فکر کنه خانوادش خيلي درست و بجا رفتار ميکنن که من هيچ وقت ناراحت نيستم در صورتي که اينطور نيست . حالا نميدونم چطور بايد رفتار کنم ؟ دائم بايد اونو قانع کنم و رفتارهاي خانوادم رو توجيح کنم و يا اينکه منم مثل خودش رفتار کنم و عيبهاي خانوادش رو بگم تا بدونه خانواده اون هم همچين درست رفتار نميکنن اين منم که کوتاه ميام و چيزي نميگم.
واي آني جون کمک کن من حرفاي فرشته جون رو که ازم خواسته بود مطالعه کنم خوب متوجه نشدم ،اينهمه هم مشغله تو ذهنمه که نميدونم چيکار کنم تو رو خدا ميشه وقت بذاريد و يکي يکي تو مواردي که گفتم کمکم کنيد؟![]()












علاقه مندی ها (Bookmarks)