آقا حامد!
معامله خطرناکی کردی با خدا !
آخه اگر خداوند تو معامله مثل ما بنده هاش عمل میکرد که کارمون زار بود
برای همین همیشه تو دعاهایی که از بزرگان دین مون رسیده اومده که خدایا طوری با ما رفنار کن که شایسته توست نه طوری که شایسته ماست.
یا اینکه خدایا با عدالتت با ما رفتار نکن...
اگه خدا میخواست عدالتش رو در مورد ما اجرا کنه یا طوری که شایسته ماست باهامون رفتار کنه که بیچاره میشدیم
پس یادت باشه در معامله با خدا تنها در صورتی که خودش رو به دست بیاری ازش بخواه تمام هستی تو رو بگیره نه به خاطر غیر خودش!
در غیر اینصورت هر چیزی که ازت بگیره بعدش پشیمان میشی.مثلا فکر کن خدای نکرده نابینات میکرد بعد اون دختر رو بهت میداد،یا فلج می شدی، چه فایده داشت ؟اون دختر بعدش چطور باهات رفتار میکرد ؟ایا ارزشش رو داشت ؟
پس از خدا نخواه نعمتهای عزیزش رو در ازای چیزی که ارزش نداره ازت بگیره
در نهایت:
مطمئن باش اگه سعی خودتو یکنی میتونی همه چیزو فراموش کنی و به آرامش برسی.
اینو کسانی که تجربه دارن میگن پس نگو نمی تونم و نمیشه و ...
حالا چون هر روز می بینیش و جلو چشم تو و بقیه! جولان میده خب طبیعیه که نتونی از فکرش بیای بیرون و خیالبافی کنی.
درست که تموم بشه یادت میره.
سعی خودت رو بکن چون باید این کارو بکنی !











علاقه مندی ها (Bookmarks)