RE: واسه سبکتکین
سلام سبکتکین جان
دو روز قبل بخاطر اینکه شوهرم گفته بود میخواد بیاد بره اقدام کنه آرامشم رو از دست داده بودم بعد از نماز صبح خیلی سریع همه ی اتفاقات رو توی ذهنم مرور کردم بار اولی نبود در برابر خالقم به اشتباهات خودم اعتراف میکردم ولی از همیشه به ببخششه پروردگارم امیدوارتر بودم چون خیلی وقته با دل و جون دارم برای حفظ زندگیم تلاش میکنم و مطمئنا خدا از نیتم برای اینهمه صبر و تلاش باخبره بنابراین از ته قلبم و با رضایت نتیجه رو سپردم به خودش و سجده کردم و گفتم :
شُكْراً لله
اَلْحَمْدُ لله
راضیا به قضا الله
اگه قابل باشم برات دعا میکنم

حاصل سبزترین باور من برگ زردیست که از لای ورق های دلم می ریزد... مانده ام سخت غریب! دیگر از سبزترین حادثه ها می ترسم...!!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)