سلام سبزه جان
عزیزم وقتی من از خانواده شوهرم می رنجم و به شوهرم گله می کنم، اگه شوهرم بجای دفاع و تعصب فقط بگه که فرضا پدر و مادرم سنی ازشون گذشته و ممکنه یکم قدیمی فکر کنن. ما باید نهایت احترام رو بهشون بذاریم که نرنجن ولی با سیاست کاری کنیم که خواسته خودمون رو عملی کنیم بدون اینکه اونها متوجه بشن حرفشون رد شده. بخدا اگه شوهر من این حرفا رو بزنه و بفهمم درکم می کنه و نگاهش به قضیه اینجوریه، نهایت سعیم رو می کنم که کوچکترین بی احترامی به خانواده اش نشه. شاید همسر شما هم مثل من بود و اگه چنین موضعی در قبالش داشته باشی اونهم رام بشه.
در ضمن خیلی دوستانه بهش بقبولون که تا وقتی خونه پدرت هستی مجبوری رسم و رسومات رو طبق خواسته اونها بجا بیاری (مثلا تنها مسافرت نرفتن) ولی مطمئنش کن که وقتی رفتین سر زندگیتون، مرد زندگیت اونه و مطابق میل اون خواهید بود.
تشویقش کن به احترام و نه رقابت.
در مورد خانواده ات هم در ضمن احترام و مدارا سعی کن که بتونن اشتباهات شوهرت رو مثل پسرشون بدونن و ازش بگذرن. بگو جوونه و اولین باره زن گرفته، هنوز بلد نیست شما که تجربه دارین باید با محبت بهش یاد بدین.
در ضمن پیشاپیش اومدنت به ایران رو خوشامد می گم.![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)