من ازتون کمک میخوام...

واقعآ نمیدونم این دو نفر میتونند از هم جدا بشن یا نه...

فقط میدونم برادر من که به سرسختی و حتّی سنگدل بودن شناخته میشه، انقدر گریه کرد که از حال رفت

میشه جداشون کرد یا نه؟

کمک لطفآ.

نقل قول نوشته اصلی توسط Hamed65
سلام،

به همدردی خوش آمدی.

آفرین به شما که نگران برادرت هستی.

خب اینکه چنین رابطه ای اشتباه هست رو خود شما هم می دونی.
نتیجه اش هم همین بوده که اینها شدیداً به هم وابسته شده اند و حالا به مشکلات برخوردند. در صورتی که در این سن باید تمام تلاش و حواسشون روی درسهاشون باشه.

البته باید دید که سن ازدواج در خانواده شما چطور است. و همینطور اینکه این آقا پسر و خانواده او برای آینده اش چه برنامه هایی دارند. به هر حال معمولاً تا پسر درسش رو بخواند و سربازی برود و کار پیدا کند، تازه در سن 25 به بالا آمادگی ازدواج پیدا می کند.

و طبق تجربه به شما می گویم که یک پسر از سن 16 تا 25 تغییرات زیادی می کند. احتمال این بسیار بسیار زیاده که وقتی آمادگی ازدواج پیدا کرد، دیگر این دختر رو نخواهد! هر دو بزرگ تر خواهند شد و برای خود یک سری معیارها تعیین می کنند و دیگر معلوم نیست که آن موقع این رابطه مطابق با معیارهایشون باشه.

البته به رسم رسوم خانواده ها هم بستگی داره. شاید در خانواده شما ازدواج در سن 18 عادی باشه.

به نظر من بهترین کار این هست که از برادرتون بخواهید که موضوع رو با پدر مادرتون مطرح کنند (و همینطور خانواده دختر خانم با دخترشون) و آن وقت پدر مادرها بهترین تصمیم رو بگیرند.

موفق باشید.
مرسی از راهنماییتون.
من خودم واقعآ تا 5-6 ماه پیش تمام افکار و اعتفادات شما رو داشتم و با این مساله کاملآ جدی و از روی عقل برخورد میکردم،اما توی 5-6 ماه اخیر از این دو نفر و دلبستگی و وابستگیشون انقدر دیدم که وقتی فکر میکنم میبینم اصلآ نمیشه احساسات این دو نفر رو زیرپا گذاشت، مخصوصآ برادرم. اصلآ وضعیت خوبی نداره و برام دردناکه.