به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 36

Threaded View

  1. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 اردیبهشت 91 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1390-3-09
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    1,452
    سطح
    21
    Points: 1,452, Level: 21
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    45

    تشکرشده 45 در 26 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شوهرم نمیخواد باور کنه بزرگ شده. چیکار کنم؟

    sahra گلم
    ممنون که بهم سر میزنی
    تقریبا با همه حرفهات موافقم. اما همه این راهکارها وتوصیه هایی رو که برام نوشتی میذارم بعد از آشتی انجام میدم نه حالا. شاید مخالف باشی اما در تمام این 11 سال اون قهر کرده و من پیشقدم شدم. حالا یا واسه اینکه خودم تاب نیاوردم و یا واسه اصرار دخترم که ار من میخواست با پدرش حرف بزنم و هر بار که من باب آشتی رو باز میکردم طفلکم کلی خوشحال میشد و از من تشکر میکرد که اون فضای سنگین خونه ارو از بین بردم. اما همسرم از این وضعیت فقط سواستفاده کرده چون میدونه ما تاب این وضعیت رو نداریم ؛این حربه به کرات استفاده میکنه.

    این بار نمی خوام من پیشقدم شم . بالاخره باید یه روزی دست از
    زورگویی برداره یا نه؟ این راهیه که اول و آخر باید طی بشه پس هر چه زودتر بهتر.
    البته اینم بگم که این قهر طولانی هر ضرری داشته باشه؛بی فایده هم نبوده. درسته با هم مستقیما حرف نمیزنیم اما حالا حساب کار دستش اومده که ایندفعه با دفعات دیگه فرق داره. دیگه از توپ و تشر و امر و نهی و اداهایی که موقع قهراعصاب من ودخترمو خرد می کردن خبری نیست.
    تا یه کاری بهش محول میکنم(مثل راه انداختن کولر و خرید چیزی و ....)انجام میده.که قبل از این روزهای عادی هم پشت گوش مینداخت چه برسه موقع قهر که اصلا جواب نمیداد و محل نمیذاشت.
    دعواهای قبلی خیلی ملایم تر از این دفعه بودن اما خیلی پیش اومده بود که بعدازدعوا میرفت خونه مامانش و تا ما زنگ نمیزدیم و بابت گناه نکرده ازش معذرت نمی خواستیم برنمی گشت! اما سه شب پیش که بد جوربحثمون شد؛با شناختی که ازش داشتم ؛نه من ونه حتی دخترم انتظار نداشتیم که شب بیاد خونه ولی اومد!!!!!!!!!!
    اینا از نظر من نشانه های خوبی ان و میشه امیدوار شد که داره لجاجتش رو کمتر میکنه.

    به هر حال توصیه های خوبت رو گوشه ذهنم نگه میدارم اوضاع که آرومتر شد سعی میکنم به کار ببرم.

  2. 2 کاربر از پست مفید innocent تشکرکرده اند .

    innocent (پنجشنبه 19 خرداد 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.