به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 246

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خسته شدم، بازم باید تحمل کنم؟

    جناب SCi سلام
    از اینکه برام مینویسین و مثل یک برادر دلسوزانه مشکلاتمو پیگیری میکنین
    چشم از این به بعد برخلاف همیشه که سعی میکردم ایشون میان خونه همه کارامون انجام داده باشن و بشینم کنارشون ، سعی میکنم وقتی میاد خودمو مشغول کنم، راستش من همیشه وقتی همسرم میاد خونه شام آمادست و میز چیده، با وجود اینکه 2-3ساعت بیشتر فرصت ندارم از وقتی میرسم خونه تا ایشون میاد، ولی همه کارامو انجام میدم و همیشه وقتی میاد خونه شام آمادست، بعدشم میشینم کنارش ولی ایشون یا مطالعه میکنه یا میره پای کامپیوتر البته بی انصافیه اگه بگم همیشه اینطوریه، خدائیش بعضی شبا میاد خونه کلی سر به سر هم میزاریم و با هم فیلم میبینیم ، خوش میگذرونیم ولی وقتی تب بی تفاوتیش میگیره، یه جورایی ادامه پیدا میکنه و این برای من خیلی سنگینه
    من یه سوال اساسی دارم
    ببینین کل این مشکلات دقیقا از زمانی شروع میشه که من یه درخواستی از ایشون داشته باشم یا ایشون اشتباهی انجام داده باشه
    مثلا تو عروسی ایشون جلوی همه منو کنار گذاشت، (سرعکس گرفتن) ، فکر کنین رفتم عروسی دوست همسرم، عروس و داماد ایستادن عکس بگیرن، من عکاس بودم و همسرم هواسش بود دوست دیگرشون تو عکس باشه، یعنی منو یادش میره ولی هواسش به دوستش هست، خب این اشتباه ایشون بود دیگه، من دلخور بودم،
    یا مثلا بهش گفتم چرا مسائلی تو زندگیمون هست که من ازش خبر ندارم ولی بقیه میدونن؟ من دوست ندارم اینطوری باشه، مگه زندگی مشترک نیست؟ پس چرا اینهمه جدایی؟
    این یه درخواست بود
    اینا مثالن، ولی از این مسائل زیاد پیش میاد، و به جای اینکه من برم تو لک و سرسختی کنم، ایشون حق به جانب میشه و این رفتارها رو نشون میده
    من اگه درخواستی تو رابطمون داشته باشم و یا اگه جایی بهم بر میخوره یا فراموش میشم و دلخور، باید چکار کنم؟
    نباید بگم؟ باید با وجودیکه داغون شدم بریزم تو خودم و با ایشون با ملایمت رفتار کنم؟ باید چکار کنم که قضیه اینطوری عکس نشه؟

    کیمیا خاتون عزیز سلام
    میفهمم چی میگی
    واقعا سخته وارد یه رابطه ای بشی که باوجود ضربه پذیرتر بودنت، حساستر بودنت، به جای اینکه بیشتر درکت کنن ، بخوای همش درک کنی و کنار بیای
    به خدا منم دقیقا فکر تو رو دارم
    ولی شاید قلق زندگیمون دستمون نیومده، شاید به قول معروف اون رگ خوابه دستمون نیست
    به نظرم بیا با هم به توصیه های جناب SCi عمل کنیم، ایشالا که نتیجه میگیریم
    با تمام وجود آرزو میکنم مشکلاتت حل بشه عزیزم و روی خوش زندگی رو ببینی و هیچوقت ازت رو برنگردونه

  2. کاربر روبرو از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده است .

    shamim_bahari2 (شنبه 07 خرداد 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.