جمعه شوهرم ساعت 8 صبح تا 2 ظهر كلاس داشت . طبق معمول پاشدم تا صبحانه اش رو آماده كنم (همسر نمونه ). كتري آب رو گذاشتم تا به جوش بياد رفتم يه چرتي بزنم كه خوابم برد يهويي كه از خواب پريدم ديدم ساعت 5/8 شده و شوهرمحترم هم خودش صبحانه خورده و رفته .
![]()
پاشدم كه برم تو اشپزخونه ديدم يه كاغذ يادداشت گذاشته كنار اينه ميز ارايش
يادداشت رو برداشتم ديدم خط شوهرمه نوشته بود
با عرض سلام و خسته نباشيد . ظهر آماده باشيد كه وقتي اومدم نهار بريم بيرون . با تشكر
واي خيلي خوشحال شدم![]()







. كتري آب رو گذاشتم تا به جوش بياد رفتم يه چرتي بزنم كه خوابم برد يهويي كه از خواب پريدم ديدم ساعت 5/8 شده و شوهرمحترم هم خودش صبحانه خورده و رفته .

پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)