به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 34

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 تیر 90 [ 07:47]
    تاریخ عضویت
    1390-2-27
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    1,517
    سطح
    22
    Points: 1,517, Level: 22
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    98

    تشکرشده 96 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: گردهمایی های مردونه همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang
    نمی دونم چرا هر چی مشکل خانمهای تالار دارند منم تجربه کردم. شاید به خاطر اینه که بتونم از تجربه هام برای دیگران بگم.

    ببین می تونی خیلی قاطع از همسرت بخوای که این کارو نکنه . ولی بدیش اینه که ممکنه کم کم همسرت نسبت به زندگیش ناراضی بشه.

    راه حل بهتر و البته زمان بر تر اینه که به همسرت بگی که خیلی از ایمکه شبها تنها بخوابی می ترسی و حالت بد می شه( کار بدو تحلیل کنی نه شخص رو) بعدم بگی به کسی هم دوست ندارم و روم نمی شه بگم که شب تنها هستم (اینجوری حس غیرت شوهرتو بیدار می کنی) . مثلا یا میتونی بگی من اگر شب دستم تو دستهای تو نباشه خوابم نمی بره . از این حرفها.

    یک نکته اساسی اینه که باید به همسرت زمانهایی رو بدی که بتونه به فعالیتهاو تفریحات دوران مجردی به تنهایی بپردازه و احساس استقلال کنه. اینجوری قدرتو بیشتر می دونه ولی این زمانها باید هماهنگ شده با وقایع زندگیتون (مثلا نه شب تولد شما) و بدون خدشه وارد کردن به زندگیتون باشه (نباید شب شما تنها بمونید.)

    تا اونجا که می تونید با خودتون بودنو براشون خوشایند کنید تا هیچ وقت نخواد یک شب هم دور از شما باشه. موفق باشید.
    سلام
    به شما به خاطر همچین طرز تفکری تبریک می گم
    اگه همه خانومها مثل شما اینقدر منطقی فکر می کردند باور کنید مشکلات خیلی کمتر بود



    نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang
    نمی دونم چرا هر چی مشکل خانمهای تالار دارند منم تجربه کردم. شاید به خاطر اینه که بتونم از تجربه هام برای دیگران بگم.

    ببین می تونی خیلی قاطع از همسرت بخوای که این کارو نکنه . ولی بدیش اینه که ممکنه کم کم همسرت نسبت به زندگیش ناراضی بشه.

    راه حل بهتر و البته زمان بر تر اینه که به همسرت بگی که خیلی از ایمکه شبها تنها بخوابی می ترسی و حالت بد می شه( کار بدو تحلیل کنی نه شخص رو) بعدم بگی به کسی هم دوست ندارم و روم نمی شه بگم که شب تنها هستم (اینجوری حس غیرت شوهرتو بیدار می کنی) . مثلا یا میتونی بگی من اگر شب دستم تو دستهای تو نباشه خوابم نمی بره . از این حرفها.

    یک نکته اساسی اینه که باید به همسرت زمانهایی رو بدی که بتونه به فعالیتهاو تفریحات دوران مجردی به تنهایی بپردازه و احساس استقلال کنه. اینجوری قدرتو بیشتر می دونه ولی این زمانها باید هماهنگ شده با وقایع زندگیتون (مثلا نه شب تولد شما) و بدون خدشه وارد کردن به زندگیتون باشه (نباید شب شما تنها بمونید.)

    تا اونجا که می تونید با خودتون بودنو براشون خوشایند کنید تا هیچ وقت نخواد یک شب هم دور از شما باشه. موفق باشید.
    سلام
    به شما به خاطر همچین طرز تفکری تبریک می گم
    اگه همه خانومها مثل شما اینقدر منطقی فکر می کردند باور کنید هیچ مشکلات خیلی کمتر بود



    نقل قول نوشته اصلی توسط negar_a
    ببینید همین حرف هاست که من نمی فهمم دیگه....................

    اول:

    "آزادی"!!!!!!! مگه شما "اسیرین"؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    دوم:

    مگه هر چی دوستاتون گفتن باید انجام بدین؟ یعنی دوستاتون گفتن از پرتگاه بپرین می پرین؟ ما هم دوستامون خیلی چیزها بهمون می گن یعنی ما هم باید به حرفشون گوش کنیم؟



    من نمیدونم شما کجای این حرفها رو نمی فهمید
    شما هم اخلاقه خانومه من رو دارید حرفهای منطقی رو می گید نمی فهمید
    اعصاب خودتون رو الکی خورد می کنید با این قضیه باید کنار بیایین بخدا هیچ آسیبی به زندگیتون نمی رسونه
    البته یک چیزی هم بگم رفتار همسر شما که شب تولد و بدون هماهنگی با شما این کار رو کرده خیلی زشت بوده و شما باید خیلی جدی برخورد کنید و الا براش عادی می شه
    من خودم هر وقت می خوام با دوستام باشم از دو یا سه روز قبل به خانومم می گم که اونم یک برنامه ای برای خودش بذاره یا حداقل بره خونه مامانش
    سخت نگیر دوست من


    نقل قول نوشته اصلی توسط negar_a
    ببینید همین حرف هاست که من نمی فهمم دیگه....................

    اول:

    "آزادی"!!!!!!! مگه شما "اسیرین"؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    دوم:

    مگه هر چی دوستاتون گفتن باید انجام بدین؟ یعنی دوستاتون گفتن از پرتگاه بپرین می پرین؟ ما هم دوستامون خیلی چیزها بهمون می گن یعنی ما هم باید به حرفشون گوش کنیم؟



    من نمیدونم شما کجای این حرفها رو نمی فهمید
    شما هم اخلاقه خانومه من رو دارید حرفهای منطقی رو می گید نمی فهمید
    اعصاب خودتون رو الکی خورد می کنید با این قضیه باید کنار بیایین بخدا هیچ آسیبی به زندگیتون نمی رسونه
    البته یک چیزی هم بگم رفتار همسر شما که شب تولد و بدون هماهنگی با شما این کار رو کرده خیلی زشت بوده و شما باید خیلی جدی برخورد کنید و الا براش عادی می شه
    من خودم هر وقت می خوام با دوستام باشم از دو یا سه روز قبل به خانومم می گم که اونم یک برنامه ای برای خودش بذاره یا حداقل بره خونه مامانش
    سخت نگیر دوست من

    ما بايد براي خوشبخت زيستن موقعيتهاي مناسب ايجاد كنيم،نه اينكه در انتظار آن باشيم

  2. 2 کاربر از پست مفید alireza59 تشکرکرده اند .

    alireza59 (پنجشنبه 29 اردیبهشت 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 04 مهر 93, 23:28
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.