
نوشته اصلی توسط
lifeisbeautiful
من واقعا شرمنده ام.
اما خیلی دلم می خواست تو بحث من خارپشت هستم شما چطور؟ شرکت کنم آخه وقت گذاشتم خوندم بعد دیدم نمیشه وارد بحث شم.
خارپشت جان تا فرشته مهربون (مهربون!!!!!!!!!!!!!!!!!) نیومدن و حذف نکردن بیا نظرمو بخون.
امیدوارم درست متوجه منظور تاپیکتون شده باشم.
خارپشت بودن یا روباه بودن. مسئله این است.
اما مسئله این نیست. اگه به فرض این دسته بندی رو قبول داشته باشیم پس شاید بشه گفت مهم اینه که چه زمانی روباه و چه زمانی خارپشت باشیم؟
روباه بودن محض و خارپشت بودن محض می تونه اولی به معنی سردرگمی همیشگی و دومی به معنی گمراهی دائم باشه.
خارپشتی که به دلیل کم بودن دانش و قدرت تحلیل پایین هدف رو اشتباه تشخیص بده تا ابد در راه یک هدف اشتباه ثابت قدم می مونه.
مثل شخص با ایمانی که به منبع اشتباهی ایمان داره. مثل مسلمان متعصب و درجه یکی که به عقاید شبه اسلامی نه اسلامی پایبنده. یا مثل یهودی متعصبی که اون هم به عقاید اشتباهی پایبنده.
و روباه تا وقتی که چارچوب درست و مشخصی رو برای خودش پیدا نکنه همیشه سردگمه.
همه ما ناخودآگاه روباه هایی هستیم که به سمت خارپشت شدن پیش می ریم. اما اینکه کی خارپشت بشیم اهمیت زیادی داره.[color=#32CD32]
برای خارپشت شدن ابتدا باید شناخت درست بدست آورد . سعی و خطا، شکست و دوباره شکست به این کمک می کنن که خارپشت بهتری بشیم.
اگر زمان کافی (بنابر خصوصیات خودمون و مقتضیات زمان و محیطمون) روباه باشیم خارپشت بهتری خواهیم شد. طولانی شدن دوره روباهی همون سردرگمی رو به همراه داره و کوتاه شدنش و زود خارپشت شدن هم تعصبات بیجا روی تفکرات و عدم انعطاف پذیری.
البته به شخصه ترجیح می دم که پس از سپری کردن دوره روباهی خارپشتی با خارای کمتر باشم و جایی برای تغییر هم باز کنم.
خر بودن رو هم اصلا دوست ندارم هر چند پای حرف جالب اریکس تشکر زدم ولی خب فقط برام جالب و زیرکانه بود.
علاقه مندی ها (Bookmarks)