حامد جان! به عنوان يك خواهر بزرگتر بهت ميگم كه بايد چنين مسائلي رو به عنوان بخشي از هنجارها و ناهنجارهاي يك جامعه حتي صرفا مجازي بپذيري. همه آدمها يكسان نيستن و ما نمي تونيم گلچين كنيم. نه تنها اينجا بلكه ممكنه هرجايي با اين دست آدمها مواجه بشي. كمااينكه خودم دوسال در جوار همكاري به اين شكل بودم كه گذشت براش واژه بي معني در ارتباط ما بود. بگذريم...
سعي كن اينجوري به اين قضيه نگاه كني اوني هم كه اومد انقدر گردوخاك بپا كرد نياز به همدردي داشت. منتها راهشو بلد نبود. شايد اين تنها روشي بوده كه توي زندگيش ديده بوده.
توي هرجامعه اي بايد يك كساني نظم و امنيت رو برقرار كنن و خداروشكر اينجا يه كسايي هستن كه مراقبن و حواسشون جمع هست. خدا قوت!
از خدا براي اوني كه توهين كرده مي خوام متوجه اشتباهش بشه چون تاوان چنين كارهايي بدجوري دامن آدم رو مي گيره و براي كسي كه توهين ديده و اسرارش برملا شده آرزوي صبر و بخشش دارم. گاهي اوقات خودمون يه زخم هايي داريم انتظار داريم لااقل كسي روش نمك نپاشه.
اي دوست چنان بزي كه بعد از مردن *** *** انگشت گزيدني به ياران ماند







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)