سلام، البته من کارشناس نیستم اما بد نیست نظرب بدم: یکی از دوستان فرمودند شما توی سنی نیستید که طلاق بگیرید. اما باید خدمتتون عرض کنم به نظر من خیلی هم جوان هستید. خوب از این مطلب که بگذریم اگر فرزندانتان به سنی رسیده اند که تصمیم بگیرند پیش چه کسی بمانند ( و شما را انتخاب می کنند)و بودن پدرشان برایشان بدتر از نبودشان است.( الگوی بد، رفتار بد و...) بعلت اینکه رفتارهای همسرتان ( رفتارهای جنسی) خطرناک است ممکن است به شما آسیب بزند ( علاوه بر آسیب روحی روانی) بهتر است به فکر این باشید که جدا شوید. اما اگر حضور شوهرتان هر ازچند گاهی در محیط خانه و دیدن فرزندانتان مفید است و الگوی بدی ایجاد نمیشود( مخصوصا اگر بچه ها اصرار نداشته باشند که شما باید به پدرشان درسی بدهید.)آنوقت با توجه به اینکه با وجود سه فرزند بهتر است دوباره ازدواج نکنید و همینطور در اجتماع هم مورد آزار و اذیت اطرافیان قرار نگیرید بهتر است از طلاق منصرف شوید. به هر حال رفتار همسرتان واقعا دردآور است و برایتان آرزوی آرامش دارم. اینکه چه رفتاری انجام دهید که ایشان متوجه اشتباهشان شود آسان نیست. بعلت اینکه متاسفانه حریم بین شما شکسته و شوهرتان از چیزی خجالت نمیکشد و علاوه بر آن از طرف اجتماع هم پشتیبانی میشود. تنها کاری که میتوانید بکنید ای است که اگر مهریه دارید به اجرا بگذارید که بسته به خلق و خوی همسرتان باید اینکار را بکنید. ( یعنی اگر فکر میکنید اثری داشته باشد.) و همینطور درخواست نفقه و خرج بچه ها( چرا باید کوتاه بیایید. شاید همین حمایت ها ایشان را آسوده خاطر کرده و قدرت این را داده که با شما اینگونه رفتار کنند. به هیچ وجه نپذیرید که ایشان خرج کسی دیگر را بدهند و شما خرج خودتان و بچه هایتان.) برایتان آرزوی آرامش دارم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)