سلام دوستان عزيز
ممنونم بالهاي صداقت عزيز نكات آموزنده ي بود
سابينا جان من تاشب چيزي به مادر شوهرم نگفتم ولي كاش بقول تو باشوهرم هماهنگ ميكردم چيزي نگه. ولي بازهم فكر ميكنم قبول نميكرد.
اصلا بين خونواده شوهرم جا افتاده كه مادرشون با پسرشون بره مسافرت
ديشب برادر شوهرم زنگ زد. (يه مدعي ديگه پيداشد .)چرا شوهرم مادرشو نميبره مسافرت
مادر شوهرم ديشب خودش با صراحت گفت اگه مشهد برين منم ميام(جواب آقايsci(
حالا اين وسط بچه ام به دادم رسيد چون كوچيكه و توي مسافرت راه دور اذيت ميكنه به شوهرم گفتم اگه مشهد جور شد من نميام چون منودخترم اذيت ميشيم
حال بشنويد جواب شوهرمو : خوب ما ميريم . منم گفتم شمابرين.گفتش برم به مامان بگم ؟ گفتم حالا صبر كن نتيجه معلوم بشه (بين اون سه شهر به قرعه يكي انتخاب ميشه)اونكه خودش مياد
اي خدا كمك كن ميدوني دلم لك زده واسه يه مسافرت . اين يه بار فقط










علاقه مندی ها (Bookmarks)