سلام.
بله اقای باران چهارشنبه هم گل کاشتم.حقیقتش یادم نبود که بهتون بگم.الان تماس گرفت عینا اتفاقاتو میگم.
ل=سلام خوبی؟چرا جوابه اس ام اس ندادی؟
ف=سلام خوبم.توحالت خوبه؟1خورده کار داشتم نتونستم جواب بدم.
ل=حسابی داری حرص میخوری نه؟شال سرمه ومانتو صورتیمو بوشیدما.
ف=(وای خدا این ادم نمیشه)هرجور راحتی.سعی کن بهت خوش بگذره.
ل=خیلی خوش میگذره.کلی ازت دورم هرکار دلم بخاد میکنم تا بسوزی.
ف=(مگه برنگردی بی کله)شیطون.
ل=توچرا یه طوری شدی؟خودتی؟مریض شدی؟(خندید)
ف=(کفرمودرمیاره میخام خفش کنم!انی سابیناباران بی دل سبزه سبکتکین شیوا بچه های همدردی.همینا کافی بود از کوره در نرم.)نه عزیزم همه چی ارومه.
ل=فریییییییییییییییییییییÛ Œید
ف=(مرض 4تا مرد میشنون چرا داد میزنی اخه)جانم چی شد؟
ل=کلاسام شرو شده.دوستام خبر دادن.
ف=(اره جونه عمت مشکوکی بهم)جدی؟(نیاد یه وخ من کلی کار دارم)
ل=خوب راستش جلسه اول هفته ی بعده.راستی با دوستام قرار گذاشتم بازم مجردی بریم مسافرت.
ف=(من اینو میکشم!بی چشمورو.توخیلی بیجا میکنی با دوستات.)خوب جلسه ی اول مهمه.هوا چطوره؟(موضوع رو عوض کردم)
ل=خودتی موضوعروچراعوض میکنی؟(عاشقه همین تیزبازیاشم)
ف=عزیزم برم؟شام میسوزه غذا ندارما
ل=خوب حرفی کاری نداری؟
ف=نه عزیزم خدافظ
ل=میدونستم به درک.خدافظ برو به شامت برس!!
نمیدونم چرا ناراحت شدوقط کرد.گیر میدم ناراحت میشه.ولش میکنم ناراحت میشه.حالا چی؟مگه چیکار کردم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)