به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 54

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 17 اردیبهشت 90 [ 01:32]
    تاریخ عضویت
    1390-1-27
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    1,482
    سطح
    21
    Points: 1,482, Level: 21
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    49

    تشکرشده 49 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اززندگی خسته ام امیدی ندارم

    خانوم تنها، اگر شما با داشتن همسر و دو تا دسته گل احساس تنهایی می کنید، پس من چی بگم؟؟

    یکی از نزدیکان من در شرایطی شبیه شما قرار داشت. افسردگی شدید همراه با فراموشی و مشکلات جسمانی که در زمان کمتر از یک ماه به خاطر یک حادثه درگیر این شرایط شد. به قدری سرعت پیشرفت بیماری ایشون زیاد بود که اصلا قابل باور نبود.

    یک ماه بستری بودند در شرایط خیلی ویژه تا اینکه تونستند برگردند منزل یکی از نزدیکان. مدت دو سال با شرایط شما زندگی می کردند. بعضی وقتها مثل شما اظهار می کردند که دلم می خواد آشپزی کنم، زندگی کنم و ... فرزند ایشون از پسر کوچیک شما هم کوچیک تر بود ولی مادرش هیچ کاری نمی تونست حتی برای کودکش بکنه. دوسال همسرش و خودش مو به مو و ذره به ذره درمان ایشون و نکاتی که دکترشون می گفت را رعایت کردند، داروهاشون را دقیق مصرف می کردند و ... بیشتر اوقات بیکار بودند یا مشغول دیدن تلویزیون یا خواب بودند. زندگیشون خسته کننده بود اما به هر حال لازم بود که این مرحله را بگذرانند.

    مشکلات جسمانی هم بخاطر مصرف دارو داشتند. باید مواظب خودتون باشید و داروهاتون را دقیق بخورید. مصرف میوه و آب میوه و تقویت خودتون را هم فراموش نکنید. درمان تون را قطع و صل نکنید. سرخود داروها را کم و زیاد نکنید. به پزشکتون اعتماد کنید و دایم دکتر عوض نکنید. طول می کشد اما شدنی است. ایشون و همسرش دو سال صبر کردند و با کمک خانواده هاشون که هم در کمک به ایشون و هم نگهداری کودکشون از هیچ کمکی دریغ نکردند اون مرحله ی سخت از زندگیشون را پشت سر گذاشتند.

    الان ده سال از اون روزها می گذره و ایشون یکی از بهترین و موفق ترین مادرها و همسرهای فامیل است. خانمی شاد و سالم و موفق با دو دسته گل زیبا !

    در حال حاضر هم هیچ دارویی مصرف نمی کنند. از دارو خوردن نترسید. فقط پزشک خوبی را پیدا کنید و خودتون را بسپرید به خدا و درمانهای ایشون. متاسفانه پزشک این خانم چند سال بعد از ایران رفتند وگرنه آدرسش را به شما می دادم. ولی پزشکهای خوب زیادند و مهم تر از پزشک، توکل به خداست. ناامید نباش عزیزم

    به همسرتون بگید که دارو خوردن در شرایط شما اصلا اشکالی نداره و اعتیاد هم نمی آره. ازشون بخواهید که به دکترتون اعتماد کنند. دکتر خودش می دونه چطوری دارو را آروم آروم کم کنه و بعد قطع کنه که بدن شما اصلا متوجه نشه. اما اینکه خودتون هی قطع و وصل کنید ضررش زیاده.

  2. 4 کاربر از پست مفید شیوا. تشکرکرده اند .

    شیوا. (یکشنبه 28 فروردین 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جدایی اززندگی دوم
    توسط Elijan در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه 24 شهریور 96, 09:32
  2. اززندگی وشوهرم دلم سرد شده عذاب میکشم
    توسط raha2 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: سه شنبه 25 آبان 95, 19:30
  3. اززندگیم به شدت ناراضیم احساس کپک زدگی میکنم
    توسط مامان فربد در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 71
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 00:47
  4. دلسردي اززندگي
    توسط serareh59 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 فروردین 88, 14:19
  5. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 29 مهر 87, 17:05

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.