عزیزم متاسفانه خیلی از مردها این اخلاق رو دارن و شوهر شما مستثنی نیست.
خوب خیلی خوشحال باش که شوهرت نجیبه و بهش اعتماد داری. بهش افتخار کن.
شما که با مادرشوهرت زندگی می کنی خوب خدا رو شکر نشون می ده که یکسری حساسیت هات کمتره.
بنظرم سعی نکن در مقام مقایسه با مادرشوهرت بر بیای. و سعی کن کمی به مادرشوهرت نزدیک بشی. حالا که شوهرت در مورد غذا از مادرشوهرت پرسیده، شما خودت هم برو باهاش صلاح و مشورت کن. سعی کن در کمال آرامش و صبوری به خانواده شوهرت نزدیک بشی.
کم کم مطمئن باش اونا ازت نظر می خوان. حتما تو زمان دختریت خانواده ت هم ازت نظر خواستن. شوهرت هم که ببینه خانواده ش روت حساب می کنن، اونم کم کم باورت می کنه.
می دونم دوست داری مستقل باشی و همه کاره ولی خوب یه مدت صبوری کن و بی تفاوت باش، نتیجه رو می بینی.
هیچ وقت سعی نکن لج و لجبازی کنی با مادرشوهرت که احترامت از بین می ره و آرامش رو از زندگیت می گیری.
شما یکم صبور باش و با حوصله جلو برو. حتما جایگاهت رو تو زندگی پیدا می کنی!








علاقه مندی ها (Bookmarks)