سلام خاموش عزیز
ببخشید وسط حرف فرشته مهربون اومدم چون منم منتظر حرفاشون هستم اما:
ببخشید امروز دارم یه کم تند حرف می زنم.
به جای اینکه همش بگی شوهرم این طوری شوهرم اون طوری کرد ببین خودت داری چیکار می کنی.
خودت به خودت کمک کن و حساسیتت و کم کن حتی با کمک یک مشاور. تو در این زمینه متاسفانه دچار وسواس فکری شدی.
من قبول دارم ما خانما گاهی رفتاری و تو شوهرمون می بینیم که احتمال میدیم از کجا آب می خوره اما دلیل قانع کننده ای واسش نداریم به همین دلیل نمیتونیم حرفمون و ثابت کنیم.
شاید شما هم در چنین شرایطی باشی( این گفتم تا تو اروم شی تا همش نخوایم تو رو زیر سوال ببرم) شایدم شما تغییراتی در رفتارش می بینی اما:
نتونستی اثباتش کنی. پس بی خیال.
حالا فرض کن اثبات کردی چی می شه؟ تو می شی یک زن مطلقه.
من اصلا این عقیده را ندارم که بشین کنج خونت و فقط واسه اینکه مطلقه نشی بیخیال شو. اما کنجکاوی هم نکن - گیر نده- بحث و دعوا راه ننداز-
میدونی اگه من جای تو بودم وقتی اون عکس و می دیدم چیکار می کردم؟
بهش می فهموندم که من می دونم این عکس مال الان نیست و من این طوری باور کردم. بعدش می گفتم
این جوری به همسرت ثابت می شد که من بهت اعتماد دارم
تو اصلا می دونی چقدر برای مردا مهمه که باور کنن که همسرشون بهشون اعتماد داره.
تو دستی دستی داری شوهرت به سمت این کار هل می دی.
نتیجه این همه حرف:
حساسیت خودت و کم کن همین.
هر وقت چیزی بهت ثابت شد دنبالش و بگیر در غیر این صورت سرت و بنداز پایین زندگیت و بکن.
دستم درد گرفت.
ببخشید این قدر طولانی شد اما لازم بود قدری به خودت بیای. ببخشید اگه تند رفتم.
بازم میام
موفق باشی.![]()








دستم درد گرفت.


علاقه مندی ها (Bookmarks)