سلام فرشته عزیزم
ستاره سهیل شدین! چه عجب اینطرفا! منت گذاشتین تاپیک بنده رو مزین کردین!
حقیقتش من پستهای تسوکه رو خونده بودم و در واقع مشکل من تو عملی کردن اونهاست. قبلا هم گفتم من نمی تونم اون زمانیکه لازمه عکس العمل صحیح و به موقع نشون بدم که بقول تسوکه خان بتونم حساب اون 95% رو از 5% جدا کنم.
قبلا هم گفتم، بعضی اوقات که من بعد از یه رفتار یا صحبت ناراحت کننده، علت رو می پرسم، خیلی وقتها طرف منکر می شه و می گه من نگفتم.
در مورد مثال محیط کارم هم خب یک نفر با من دشمنی کرده بود و حتما جزء همون 5% تسوکه خان بوده ولی بقیه دچار سوء تفاهم شده بودند. راستش اگه من هم بدونم یکی همسر دومه، اصلا بهش حق نمی دم و اون رو متجاوز به حقوق دیگری می دونم و ازش بدم میاد و می خوام بدونه که ازش بدم میاد! تازه فکر هم می کنم کار درستیه و اگه همه باهم این تصمیم رو بگیرن، دیگه کسی دلش نمی خواد همسر دوم بشه و متعاقب اون مردها هم دیگه دنبال خیانت نمی رن. (ببخشید موضوع عوض شد. ولی حالا نوشتم دلم نیومد پاک کنم)
خلاصه که اون زمان اگه من از یکی به مهربونی می پرسیدم که از من ناراحتی که از پیشم پا شدی یا چرا پشتت رو کردی یا ... بالاخره اونم آدمه و حتما 95 درصدیه و علت رو می گفت و من خودم رو تبرئه می کردم!
خداییش خیلی سخته یهو باهات مثل یه طاعونی یا جزامی رفتار کنن!









علاقه مندی ها (Bookmarks)