به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 آبان 91 [ 13:48]
    تاریخ عضویت
    1389-12-13
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    1,717
    سطح
    24
    Points: 1,717, Level: 24
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 15 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کمکم کنید عاجزانه نمیدونم چه طور برخورد کنم

    ممنون sima 3030 عزیز از توجه همتون متشکرم.
    بله حرف شما رو کاملا قبول دارم باید مشکلم رو با خود دختر عمه ام حل کنم اما با حرف زشتی که اون به من زده چه کار کنم نرفتن به مهمونی فقط اوضاع رو بدتر میکنه اما نمیتونم از حرفش بگذرم این ادم انقدر بی شخصیت که اصلا به ذهنش هم نمیرسه که برادم , پدرم و ...چقدر برای من با ارزش هستند هر چند اونها خوششون نیاد اونها بزرگتر های من هستند نمیتونم نمیخوام.با شوهرم و رفتار بچه گانه اش چه کنم از دیروز با من تماس نگرفته منم اقدام نکردم چون باید بفهمه در قبال من مسولیت داره اونه که باید وضع به وجود اومده رو مدیریت کنه.باید از دل من دربیاره. مهمونی درست شبی هست که فرداش روز تولد منه.واقعا عصبی هستم و مطمئنم تا آخر عمر این تولد شیرین از یادم نمیره.همسرم توقع داره من از خانواده اش ممنون باشم که دارن تلاش میکنن,کمک به همسرم میکنن تمام خرید های من با منت بوده این مشکل شوهرم بوده.من آدم بی چشم و رویی نیستم همیشه هم ممنون زحمات اونها هستم اما شوهرم خیال میکنه من باید در قبال این کار ها از همه چیزم بگزرم این مشکل همسرم هست نه من.من هم یه عروس مثل بقیه چه منتی وظیفه هر دامادی هست چه بسا تو خیلی از چیزها کمتر هم بوده.من میتونستم بگم وظیفه تون هست بزرگتر ها بودن میدونن چی به چی هست اما احساس میکنم چون کوتاه میام و نمگیم الا و بلا باید باشه این طور شده من با مدارا جلو رفتم چون این روز ها رو میدیدم.
    گفتم هزینه ها بالاست اما خود شوهرم هم هیچ تلاشی نکرد هیچی؟
    من گفتم به جای چیز دیگه این چیز رو برمیدارم پس چه منتی وظیفه است...اما شوهرم بی منطق هست
    مثل بچه ها اصلا به من فرصت نداد صحبت کنم میخوام این بار جدی برخورد کنم اما نمیدونم چه طور جلو برم که هم اونها متوجه اشتباه خودشون بشن هم کار خرابتر نشه.بی احترامی نشه.نمیخوام پیش قدم شم برای تماس مثل همیشه.راه رو بهم نشون بدید.

  2. کاربر روبرو از پست مفید orkide68 تشکرکرده است .

    orkide68 (دوشنبه 16 اسفند 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.