مرسی sisilii عزیز
پس چیزی که از حرفهای شما برداشت کردم اینه که فعلا" کلا" نقاط ضعف شوهرم رو ول کنم و فقط روی خودم تمرکز کنم درسته؟؟
این خیلی برام سخته میدونی مثلا" من دارم آرام بودن رو تمرین میکنم و اینکه عصبی نشم و آرامش داشته باشم و خوب هم دارم پیش میرم ..اما به محض اینکه کوچکترین نکته منفی توی شوهرم میبینم یا حتی به دلیلی یادش میفتم همه آرامشمو از دست میدم و عصبی میشم و باید همونجا و در همون لحظه (چون بی صبرم)اونو بهش بگم و با حالت عصبی هم میگم حتی اگه نصف شب باشه و خواب باشه یا باید بیدارش کنم و بهش بگم یا تا صبح که پاشه خوابم نمیبره
نمیدونم حس میکنم یه حالت وسواسی نسبت به ایرادات شوهرم پیدا کردم بصورت ناخاسته که خیلی عذابم میده و نمیذاره آروم باشم ..شاید این مسئله بخاطر اینه که خوب ایراد و اشکال ماشالا کم نداره و من از باببت دونه دونه شون خیلی عذاب کشیدم..
یه چیز دیگه که گفتی هر چیزی و ایرادی رو غیر مستقیم بهش بگو ، من خیلی دوس داشتم که میشد اینکارو کنم و جواب میداد ولی متاسفانه آدمیه که وقتی یه چیزی رو بصورت ملایم و غیر مستقیم بهش میگی خیلی جدیش نمیگیره و اصلا" بهش فکر نمیکنه فقط زمانی یه چیزو کمی جدی میگیره و بهش توجه میکنه که رک و مستقیم . تا حدی تند بهش گفته بشه ..اینم یکی دیگه از مشکلاتیه که من بیچاره دارم باهاش و باعث میشه سر هر مسئله کوچیک بحث تندی پیش بیاد و اعصاب من متشنج بشه![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)