به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 257

موضوع: خیلی تنهام

Threaded View

  1. #11
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: خیلی تنهام

    عزیز دلم ،روزن جان

    اون الآن فوق العاده به تو نیاز داره که دلگرمش کنی که از شر احساس گناه خلاصش کنی

    بزار حالش رو برات ترسیم کنم .


    حال عاشقیه که فکر می کنه ضربه سختی به معشوقش زده ، و فکر می کنه لیاقت معشوقش رو نداره ،و چون انتظار داره به خاطر اون ضربه معشوق از او رو برگردونه و مطمئنه که معشوق در درون او را نمی بخشد و در بیرون او را تحمل می کند ، احساس گناه و سرباربودن و لایق نبودن در او تقویت میشه . و اینجاست که کافیه معشوق برخلاف انتظار اون رفتار کنه ، او مطمئناًالتیام خواهد یافت و باز خواهد گشت .

    روزن جان باهاش حرف بزن خیلی گرم و آرام و صمیمانه و بهش حرفهایی که در مورد جا و موقعیت و انتخاب خود آرمان خوندی رابگو ( انتخابت را عوض کن رو میگم )

    * نشون بده که این واقعه می تونه باعث این بشه که بیشتر قدر هم را بدانید ، این درس رو بهتون بده که اگر ده تا بچه هم داشته باشید، یادتون میمونه که هیچکدوم جای شما تو تا رو در دل هم نمیگیره .

    * بهش بگو درک تازه ای را که از دوست داشتنش پیدا کردی .

    * براش روشن کن که آرمان جای بسیار خوبی رفته و اینم تقدیرش بوده و خودخواهیه اگه بگیم چرا ؟؟؟؟؟

    * نشون بده بهش که دنیا به آخر نرسیده و مهم اینه که شما دو تا همدیگر را دارید ، ( راستی اگر شما دو تا برای هم نبودید چی ؟؟ ) پس به روی زندگی بخندید که آرمان هم به روی شما خواهد خندید.

    مطمئناً نمی گذارند آرمان حال و احوال شما را ببینه که غم نخوره ، اما اگر ببینه بدون که خیلی ناراحت میشه از حال و احوال شما اگر هم را در نیابید و زندگی را دوباره قشنگ تر از پیش به جریان نیندازید .

    مهسا جان ، تو هم الآن بیش از هر زمان دیگر امید را در کنار خودت می طلبی ، اینطور نیست عزیزم ؟
    پس بدان او هم همینطور است ،فقط نیاز دارد این را بهش نشون بدی و مطمئنش کنی ، با تمام وجودت زنانه باش نزدش و خودت را در آغوشش مچاله کن ( یعنی اینجوری احساس امنیت و آرامش می کنی ) که این احساس گناه را هرچه بیشتر از وجودش دور می کند .

    * بهش نشون بده که آرمان سفری بوده و این از پیش از تولدش رقم خورده و هیچ ربطی به او و تو نداره ، اتفاقات هم فقط وسیله تحقق تقدیر هستند .

    نگران نباش ، فقط بدون دستپاچگی و هیجان زدگی عشقت را نثارش کن و خودت او را به خونه باز گردان . قبل از ورود به منزل با هم بیرون برید ،یه رستورانی ، کافی شاپی ... برید و با هم باشید ، بیرون از منزل . حال و هوای خونه را هم اگر تونستی قبلش با تغییراتی عوض کن .


    همه چیز درست میشه ، امیدت با امیدواری ای که تو بهش میدی به زندگی باز خواهد گشت .

    موفق باشی ، نازنین هنرمند .

  2. 13 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 17 خرداد 93), فرشته مهربان (شنبه 21 اسفند 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.