سلام پسری هستم 27 ساله به مدت 1 ساله با یکی از همکلاسی هام که 2 سال ازم کوچکتره دوست هستم بعد از 1 ماه از اشنایی متوجه شدم که ایشون بکارتشو از دست داده و البته خودش اینو به من گفت من خیلی متاثر شدم و خیلی افسوس خوردم از این اتفاق که برای اون افتاده چون اونموقع هنوز خیلی رابطه عمیق نبود خوب در عینه اینکه ناراحت شدم اما نخواستم بذارم برم و به قول معروف کاتش کنم البته اینم بگم که این دختر از هر لحاظ از نظر ظاهر اخلاق مهربونی برای من 100% قابل قبوله اما الان بعد گذشت یکسال از دوستی واقعا نمیدونم باید چکار کنم بعضی وقتا که حرف از ازدواج میشه من نمیتونم بهش قولی بدم چون واقعا در مورد این مسئله (بکارت) نمیتونم حتی با صمیمی ترین دوستم مشورت کنم از طرفی میترسم بدونه توجه به التماس ها و خواهشهای اون بزارمشو برم و بعدا فکر اون و اینکه شاید من میتونستم با اینکار زندگی اونو با اینکه خودمم واقعا دوستش دارم نجات بدم راحتم نذاره و اگر تن به ازدواج با کسه دیگه بدم چون میخوام همسرمو با صفاتی که از اون دیدمو دوست داشتم مقایسه کنم و اینطوری زندگی خودمم اونطور که باید نباشه واقعا در مونده شدم نمیدونم چکار کنم البته اینم اضافه کنم توی این مدت وابستگی شدیدی به من پیدا کرده و دفعه اخر که بهش گفتم نمیتونم باهات بمونم 2 روز تمام زیر سرم و توی بیمارستان بود اینم بگم که بارها ازش در مورد رابطه گذشتش سوال کردم و خواستم بیشتر بدونم اونم هر بار با اینکه واسه خودش گرون تموم میشد گفت که دوست پسر زیاد داشته اما رابطه نزدیک رو با اونا نداشته فقط با همون یکی نمیدونم چکار کنم میترسم به خاطر وابستگی شدیدش نتونسته باشم خود واقعیشو ببینمو و خوبتر بیشناسمش اینم بگم که توی این یکسال دست از پا خطا نکرده اما من میدونم ازدواج و زندگی خیلی متفاوت تر از رابطه دوستی هستن نمیدونم ایا این ریسک رو قبول کنم یا باور کنید نمیدونم این رابطه رو چطور پیش ببرم یا چکار کنم که بعدا پشیمونی توش نباشه؟؟؟؟؟/ لطفا راهنماییم کنید








علاقه مندی ها (Bookmarks)