بچه ها چقدر دارین تند می رین!!!!!
بابا بچه کجا بود،من حالا دارم به این موضوع فکر می کنم که اگه بچه دار نشیم، چکار می کنیم، شما بچه رو به دنیا هم اوردین؟! :P
اما خداییش اگه دو قلو بود که ماه می شد. هرچند دو سال اولش سخته، اما بعدش راحت تره. مخصوصا ما که سنمون بالا رفته و شاید دیگه فرصتی برای بارداری دوم نباشه. اما خوب فکر کنم دوقلوزایی وراثتی باشه و ما کلا تو دور و برمون دوقلو نداریم.
اما درکل بنظرم درست نیست خیلی تند بریم. انتخاب اسم بچه و تهیه و پسند لباس و وسایل برای بعد از بارداریه. حالا 9 ماه وقت هست. اگه زیادی امیدوار بشیم و یه وقت واقعا بچه دار نشیم اونوقت خیلی می خوره تو ذوقمون.
خوبه که همه احتمالات رو در نظر گرفت تا در صورت وقوع هرکدومون آمادگیش رو داشته باشیم و کمتر ضربه روحی بخوریم. البته این اعتقاد من.
حالا که بحث به اینجاها کشید. بازم دلم میخواد حرف بزنم و یکم سبک شم. آخه این چیزا رو به کسی نمی شه گفت الا به دوستان بی نظیر همدردی
بقول یکی از دوستان: "می دوستمتون".
می دونید چیه الان دومین ماهه که ما اقدام به بارداری کردیم. من رشته دبیرستانم تجربی نبود و اصلا اطلاعاتم تو این زمینه ها قابل توجه نیست. تو این مدت سعی کردم اطلاعاتم رو بیشتر و بیشتر کنم.
خوب ماه اول که نطفه تشکیل نشد و من فهمیدم که دیر اقدام کردیم و از زمان تخمک گذاری گذشته بوده.
عوضش سری بعد طبق مطالعاتم از زمانی که احتمال تخمک گذاری می رفت تقریبا به فاصله دو روز در میون اقدام کردیم تا وقتیکه که احتمال تخمک گذاری تموم می شد. الان هم حدود یه هفته از پریودم گذشته ولی باردار نیستم.(چون دوبار تو خونه تست بارداری انجام دادم و جواب منفی بود.)
البته می دونم خیلی مهم نیست چون خونده بودم که در هر ماه احتمال بارداری 30% هست و با گذشت ماههای بیشتر این احتمال بصورت نمایی بالا می ره. و یه زوج سالم که اقدام به بارداری می کنن تا یکسال هم اگه باردار نشن مشکلی ندارن.
اما اگه همون ماه اول باردار می شدم، عالی بود. چون به محض اتمام مرخصی بدون حقوقم، درخواست 6 ماه مرخصی زایمان می کردم.عالی می شد ولی حیف که نشد.:(
خوب اینایی که گفتم زیاد ربط نداشت به تالار و الانه که مدیر بیاد و تذکر بده
الان مشکلم رو می گم...
تو ماه گذشته خیلی بهم سخت گذشت. اینکه هربار خودم به شوهرم گفتم که برای نزدیکی آماده شه، یه حس بدی درم بوجود اورد.
هربار برام سخت بود و اینکه دوباره بخوام از اول شروع کنم اذیتم می کنه.
دلم می خواست شوهرم خودش مدیریت این مساله رو بعهده می گرفت و خودش ازم درخواست می کرد که باهم رابطه داشته باشیم.
اما خوب اون خیلی مثل من نیست و هم اینکه من از بدنم بیشتر اطلاع دارم و زمان تخمک گذاری رو بهتر می تونم حدس بزنم.
واقعا نمی دونم باید چی کار کنم. احساس می کنم رابطمون خیلی فرمولی شده و تقاضای من برای رابطه احساسم و غرورم رو زیر سوال می بره و از طرفی من 34 سالمه.
مامانای تالار می شه یکم راهنماییم کنین.![]()









(چون دوبار تو خونه تست بارداری انجام دادم و جواب منفی بود.)
عالی می شد ولی حیف که نشد.:(

علاقه مندی ها (Bookmarks)