نقل قول نوشته اصلی توسط tesoke
خب شما هم کار خوبی نکردین گفتین مهریه منو بده، منم میرم با کس دیگری زندگی میکنم. .
البته من همون اول نگفتم که میرم با کس دیگه. اولش گفتم که عیب نداره تو برو با کس دیگه ولی باید مهریه منو بدی و منم می رم برای خودم تنها زندگی می کنم.
بعد مشستم با خودم فکر کردم و صحنه همخوابی همسرم با یکی دیگه تو ذهنم اومد، آتیش گرفتم. و خواستم مقابله به مثل کنم و اونم حرصش بگیره، جمله بالا رو گفتم.
در ضمن اینم بگم که همه این حرفا رو کاملا با لحن شوخی می گفتم هرچند از درون ناراحت و غمگین بودم.
چندین بار این حرف رو تکرار کردم، شوهرم یکم عصبانی شد و گفت من که فکر نکردم ولی انگار تو فکر کردی. راستش منم ترسیدم و دیگه هیچی نگفتم.
ولی حرفش رو اصلا فراموش نکردم!




نقل قول نوشته اصلی توسط tesoke
حالا اگه می خواهید ببینید که چقدر همسرتون منظور بدی داشته، به حرف خودتون فکر کنین و ببینین که چقدر از این حرف طلاق و زندگی با یکی دیگه منظور داشتین، اون وقت به همون مقدار همسرتون هم منظور داشته.
بنظرم یکم مقایسه درست نباشه چون؛
- من ازش جدی سوال کردم و اونم لحنش جدی بود.
- من تو کلامم لحن شوخی کاملا هویدا بود.
- پاسخ و عکس العمل من یه مقابله به مثلی بود در جواب اون.