به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 بهمن 91 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    4,847
    سطح
    44
    Points: 4,847, Level: 44
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,967

    تشکرشده 1,971 در 570 پست

    Rep Power
    82
    Array

    برادرزاده ام داره می فهمه نامادری داره،چطور واقعیتو بهش بگیم؟

    سلام دوستان عزیزم

    ببخشید مدیارن عزیز که من مطلبمو اینجا گذاشتم آخه تو انجمن مربوطه دسترسی نداشتم و اینکه علاوه بر مشکل کودک مشکل نامادریش هم هست و فکر کردم
    اینجا بهتر باشه

    شاید بعضیهاتون یادتون باشه که تو تاپیکهای دیگه ام گفتم یه برادرزاده دارم که پسره 7 ساله ایه که نامادری داره .جدیدا مشکوک شده به اینکه نامادری داره و مادر واقعیش کسی دیگه ست.

    الان کلاس اول دبستانه ...
    چند ماه یه بار با مادرش قرار ملاقات داره .همیشه خواهرم با برادرم اونو می بردن که همدیگرو ببینن اما از 3 سال پیش که برادرم ازدواج کرده چند بار نامادریش به جای خواهرم رفته البته به اصرار خودش ! میگفت دوست دارم ببینمش چطور زینه که بچه شو ول کرده و رفته!
    تو این رفت و آمدها ...
    چند وقتیه که پسر برادرم از خواهرم میپرسه : تو رو خدا راستشو بگید مادر من اون خامه که تو پارک می بینمش ؟؟!
    میگه مادرم (نامادریش) گفته من مادرت نیستم مادرت اون خانمه که برات کادو میاره و تو پارک میاد دیدنت...
    بهش گفته پدرت و عمو (آخه عموشو خیلی دوست داره )انقد با چوب کتکش زده که اونم ترسیده و تو رو ول کرده و فرار کرده!
    یعنی چیزهایی به دروغ به این طفل معصوم گفته من قدرت درکش رو ندارم چه برسه به اون بچه بیگناه
    میخواد برادرزاده ام به همه ما و پدرش بدبین بشه و بره پیش مادرش تا اون راحت بشه ...
    نمیدونم این طفل معصوم که هنوز نمیدونه ماجرا چیه چه آزلری بهش رسونده ؟
    اولا میگفت ببینید چه پسری ازش بسازم !
    اما حالا ...انقد لاغر شده که بهش میاد 4 سالش باشه نه 7 سال..

    بهش گفته اگه این حرفامو به کسی بزنی سرتو می برم
    دیروز به خواهرم که تا ازدئاج دوم برادرم براش مادری کرده گفته بود چون بهش اعتماد داره گفته بود عمه تو رو خدااااااا به هیچی کی نگی وگرنه مادرم منو میکشه فقط بهم بگو راست گفته یا نه ؟
    خواهرم گفت گفتم من هیچی نمیدونم !
    میخواستیم وقتی کمی بزرکتر شد واقعیتو بهش بگیم طوری که بوده نه طور دیگه ای خداوکیلی اما نامادریش خرابش کرده..

    خواهش میکنم شما بگید چطوری واقعیتو بهش بگیم ؟
    چطوری باهاش رفتار کنیم ؟
    به نامادریش چیزی بگیم یا نه ؟
    بریم مشاوره ؟ کجا بریم ؟ کی یاهاش بره ؟

    آقای مدیر و فرشته مهربان خواهش میکنم

  2. کاربر روبرو از پست مفید فرانک1389 تشکرکرده است .

    فرانک1389 (شنبه 25 دی 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.