به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 23

Threaded View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    خطاب به پدر مادر های حال و پدر مادر های آینده

    سلام.
    اگه پدر مادر هستید ولی به تازگی خدا بهتون هدیش داده و اگه پدر مادر نیستید ، شاید نتونید حرفای منو درک کنید. ولی خواهشا حرفای دل منو گوش کنید.
    همیشه دوست داشتم خدا، یه وجود زمینی بهم هدیه کنه که باهش به آرامش برسم و از اینکه اونو خدا بهم هدیه داده، شکر گذار خدای مهربونم باشم. دوس داشتم یکی باشه که وقت دلتنگی بیاد و بگه عزیزم من پیشتم. باهام حرف بزن. حتی اگه راه حلی به ذهنش نرسه، فقط گوش کنه. بدون کنایه زدن. بدون حواس پرتی. بدون خشونت. دوس دارم وقتی باهاش حرف میزنم دستامو گرم و مهربون بگیره و با نگاههای گرم و پر انرژیش بهم دلگرمی بده.
    تا مدت ها فکر میکردم این نقش رو فقط همسر آدم میتونه براش داشته باشه. بگذریم از اینکه بعضی ها با دوست جنس مخالفشون این نیازا رو برطرف میکنن. خب قاعدتا میگفتم میذارم واسه وقتی که متاهل شدم و دورشون میزدم احساساتمو.
    ولی بعد از یه اتفاق، دیدم نه!! خیلی ها اون وجود رو قبل از ازدواج هم دارند و اون پدر، مادر، و خانوادشونه.
    ولی من چه حسی بهشون داشتم،،،، به پدر مادرم!!!
    خطاب به پدرم و به مادرم:
    پدر عزیزم، مادر عزیزم، از اینکه همه عمر و زندگیتون رو برای ما گذاشتین، ممنونتونم. از اینکه وقتی اسم شما به عنوان پدر مادر من میاد، حس غرور میکنم، ممنونم.
    ولی پدر عزیزم، مادر عزیزم، من تنهام. . . .
    دستای خالی و تنهام رو که میبینم، میبرمشون پیش خدا، میگم خدا، ببین دستامو خالی گذاشتی، چشمای سرد و پر از تمنام رو پیش خدا پایین میندازم و فقط اشک میریزم.
    پدر مادر عزیزم، وقتی هستید ولی وجود خودتون رو ازم دریغ میکنید، به کجا پناه ببرم؟ نمیدونید چه ضربه ای به یه نفر که 23 سال از عمرش میگذره میخوره؛ وقتی یادش نمیاد آخرین بار ی رو که پدرش بغلش کرده. یا یادش نمیاد کی مادرش با مهر تمام فقط توی چشماش نگاه کرده. بخدا یادم نمیاد
    بخدا بچه هاتون بیشتر از مدرسه خوب، دانشگاه خوب، و هزار تا چیز خوب دیگه که از سر لطف براشون مهیا میکنید، به آغوش شما احتیاج دارن. به مهر شما. به در یافت عشق شما.

    دوستای خوبم، اگه پدر مادر هستید، بعد از اینکه این رو خوندید، برید اتاق فرزندتون، محکم بغلش کنید و بهش بگید همیشه دوسش داشتید. بذارید غرق بشه توی لذت دوست داشته شدن. . .

    ببخشید اگه غلط املایی زیاد داره. بذارید پای چشمای خیسم. . .

  2. 22 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    دختر مهربون (سه شنبه 14 آذر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.