سابینای عزیز؛ من نمی دونم چرا تمام گله ای رو که از محمد داشتید و به مادرش گفتید؟
اصلا به نظر من چرا شما باید اجازه بدید که مادر ایشون تا این حد در روابط بین شما و همسرتون مسلط باشه و آگاه که از کوچکترین موضوعی بخواد حرفی درست بشه؟
من فکر می کنم یه کم مدیریت روبط تون رو به عهده بگیرید بهتر باشه و سعی کنید با محمد هر دو توی یه جبهه قرار بگیرید؟!
گرچه؛ اصولا توی دوران نامزدی یه کم سخته که این کار رو بشه انجام داد، اما به نظر من شما باید تمام احساس عواطف، شکایت، خنده و شادی رو همه رو با راحتی تموم بتونی با همسرت درمیون بگذاری، و فقط احترام و ادب و رابطه ی عاطفی در حد عروس و مادرشوهر رو با مادر ایشون داشته باشید!
البته، همه ی اینها فقط نظرات من بود؛ دوست دارم یه مقدار روشون فکر کنی!








علاقه مندی ها (Bookmarks)