با سلام من محمد هستم27 ساله که چند منشی در محل کارم دارم. 5 ماه پیش متوجه شدم که یکی از اونا با دوست پسرش در محل کار قرار گذاشته و من از این کار وی ناراحت شدم و با وی برخورد کردم اما او اذعان داشت که ما یک ساله با هم دوستیم و من به وی وابسته شدم و با اینکه فقط یه دوستی ساده هست و هیچ امکان ازدواجی باهاش ندارم نمی تونم فراموشش کنم. من به منشی ام کمک کردم و با معرفی مشاوره ارتباط وی را با دوست پسرش خیلی خیلی کمرنگ و قطع کردم.وقتی داشت رابطشون کمرنگ می شد یه فکر شیطنت آمیز آمود سراغم که چرا من باهاش دوست نشم و پیشنهاد دادم و وی با اصرار من قبول کرد. یه دوماهی باهم دوست بودیم تا اینکه نمی دونم چی شد که به ازدواج با هم فکر کردیم و قول و قرارا شروع شد. رابطمون خیلی خیلی نزدیک شد تا حدی که نیاز جنسی من را برطرف می کرد.حال مشکل اینجاست که من نسبت به رابطه قبلی ایشون شک دارم و هر بار که مطرح کردم قسم می خوره که هیچ رابطه ای در میان نبوده .چندین بار با هم دعوامون شده اما خیلی زود برگشتیم. من از یکی از دوستان صمیمی اون خواهش کردم که هرچه راجع به رابطه قبلی کیس ما با دوست پسرش میدونه بگه و اون گفت چون نیتتون خیره می گم اما به هیچ وجه دوستم نفهمه و اون گفت که دوست پسره قبلی اش ، آدم زیرک و هوس بازی بوده اما تنها کاری که کرده با زور یک بار وسطای دوستی با و یک بار هم آخرای دوستی لباسای بالا تنه اون را در آورده اما کیس ما با گریه و فرار نگذاشته کار به جاهای باریک کشیده شود.. اما خودم باورم نمیشه که یه پسر وقتی یه دختر رو توی یه مکانه خالی گیر بیاره و با توجه به هوس باز بودن و زیرک بودن فقط به دیدن بالا تنه یه دختر اکتفا کنه و همچنین دوستش می گفت روزای که قرار داشت لباس های زیر خوشکل هم می پوشید و حتما حمام هم می رفت . الانم که من باهاشم سوتی هایی می ده که من مطمئن شدم که رابطه جنسی داشته اما نگذاشته نزدیک ترین دوستش هم بفهمه آخه دلیلی نداشته . خلاصه که خودش میگه فقط یه بار لباشو آورده نزدیک لبای من که با خشم من بیخیال شده و چند باری هم فقط به هم دست دادیم.اون هنوز خبر نداره که من میدونم دوست پسره قبلیش لباسای بالا تنشو درآورده. حال بعضی از روزا پیش خودم فکر می کنم که آهای محمد خدا به این بزرگی میبخشه اما تو نمی بخشی؟ یا می گم من که الان با هاش رابطه جنسی برقرار کردم اگه ولش کنم از کجا معلوم که دختر بعدی که بخوام با هاش ازدواج کنم همچین مشکلی براش پیش نیومده باشه؟ به اینا که فکر می کنم بیخیالش می شم اما بعضی وقتا فکرای کاملا منفی میاد سراغم و عذابم میده. مثلا خونه ما که خالی میشه و میارمش خونه و با هاش هر کاری که می کنم بعد پیش خودم میگم چه بد که دوست پسره قبلی اون هم این کارا باهاش کرده. خیلی خستتون نکنم از این که قبلا رابطه جنسی داشته باشه احتمالش خیلی خیلی بالاست اما هم نامردی هست که بخوام حالا که بهم اعتماد کرده بیخیالش بشم هم از ادامه دادان باهاش میترسم. در ضمن ایشون تا حد زیادی حرف منه . مثلا الان به خاطر من کاملا محجبه شده و نمازاشو میخونه. در کل خیلی دوست داشتنیه اما ای کاش از اول با من بود. حال با فرض اینکه ایشون رابطه جنسی داشته باشن ، با اینکه دوسش دارم در حقش نامردی کنم و بیخیالش بشم ؟یا اینکه بمونم باهاش و اگه صرف با موندنه چه کار کنم که این افکار عذاب آور سراغم نیاد؟ با تشکر فراوان از زحمات بی دریغ شما