سلام رهایی عزیزم
به جمع خانواده همدردی خوش آمدی

همین امروز تاپیک شما را کامل مطالعه کردم و نتوانستم که پاسخ ندهم .
نمی دانم با چه زبان شما را به خاطر صبرتان و مادریتان تحسین کنم . واقعا به شما تبریک می گویم که علاوه بر صبری که داشتید با آن همه وابستگی به همسر ، امروز بسیار پرقدرت وشاداب هستید و در فکر پیشرفت فرزندتان .

خیلی خوشحالم با این که در زندگی این همه سختی کشیده اید اما زندگی خود را مرور کردید و به اشتباهات خود نیز پی بردید یعنی همان عشق ورزیدن یک طرفه بدون انتظار پاسخ آن هم با وجود بد رفتاری های همسرتان ، که در واقع سکوت شما مجوزی شد برای بدرفتاری های بیشتر .

همسر شما روزی متوجه خواهد شد که با از دست دادن شما چه ظلمی درحق خود کرده .

به این فکر نکن که چه شد و چرا همسرت طلاقت داد مهم این است که شما هم از آن زندگی خسته شده بودی و خواهان طلاق بودی . و اینکه شما امروز پشیمان نیستی و پر انرژی تر از پیش هستی و فرزندی داری که دوستش داری .

با عشقی که شما به فرزندت داری میدانم موفق خواهی شد که خلا های عاطفی او را پر کنی .
در مورد این که او با مردها زود صمیمی می شود ، به نظرم به این دلیل است که هنوز مدت زیادی از جدایی شما نگذشته و او هنوز نتوانسته پدرش را فراموش کند و نبودش را هنوز نپذیرفته .

خدا را فراموش نکن و به او توکل کن که همیشه در کنار تو بوده و هست . فقط کافیست که صدایش کنی تا متوجه شوی که چقدر به تو نزدیک است .