سلام
مرسی تسوکه خوب
همین کار را کردم اما ظاهرا روی مامانم بیشتر از این حرفاس و گفت تو که تا شب بیرون نیستی من ساعت 7 با پسر داییم میام اونجا صبحش میرم ام ار ای و بعدش دوباره بر می گردم خونتون و فعلا هستم.
اتفاقا به نظر من هر دو مشکل به هم و به من ربط دارن. می دونی تسوکه مشکل دوم رو هم اگه من روم زیاد بود و قدرت نه گفتم داشتم می تونستم بگم مامان جان هر وقت دوست داشتی تشریف بیار قدمت رو چشم اما چند روز نمونحیف که سی سالم رو خودم کار کنم چنین حرفی و نمی تونم بزنم
![]()







حیف که سی سالم رو خودم کار کنم چنین حرفی و نمی تونم بزنم

علاقه مندی ها (Bookmarks)