[quote]سلام
[quote]فعلا تصمیم گرفتم نگاهم رو به قضیه عوض کنم و اینطور تفسیر کنم که یا واقعا بهم حسودی می کردن یا در موردم دچار سوء تفاهم شده بودند که این مرخصی حتما حلش می کنه. (البته من به این دلیل مرخصی نگرفتم.)
ببینید یکی از دلایلی که میگم آدم دچار توهم میشه همینه که آدم هی فکر می کنه حتما من یه کاری انجام دادم که دیگران همچین کاری می کنن
البته من آدم کاملی نیستم ولی اشتباهاتی هم داشتم تو محیطم
ولی حالا که فکر می کنم از همون روز های اول بی دلیل دچار بی محلی شدم
البته الان مهم نیست واسم اتفاقا کاش اون زمان اینقدر بها نمی دادم به دوستام
ولی هیچ موقع اونها باهام روراست نبودن و من بالورشون کردم
بعد مدتها طول کشید تا بفهمم چقدر نا مردی کردن در حقم
و آخرین ترفند تحریم کردنم بود اونقدراذیتم کردن و .....
افقط یه چیز اذیتم می کنه اونم اینه که همون آدمها وقتی می بینن طوری وانمود می کنن انگار که من رفتمو اونها منو دست داشتن
یعنی یه چیز هایی تو مایه های مظلوم نمایی و اینکه دست پیش می گیرن که پس نیفتن
آره خوب اینجوریهتو دلم خیلی حرفهای ناگفته ست که نمی دونم چطور و به کی می شه گفت....
من تو این مدت خودمو تونستم کمی بشناسم بتونم از دوستایی که موفقیتمو نمی خوان فاصله بگیرم
من محیطمو عوض کردم
ولی بعضی وقتا آدم حس سر در گمی می کنه








علاقه مندی ها (Bookmarks)